وقتی زمان ایستاد (کوتاه) 1404
زن و شوهر جوانی که برای پیدا کردن خانواده خود به ایران سفر کردند، با راننده تاکسی دعوا میکنند و دچار دردسرهایی می شوند…
خواهر نادر به جرم قتل شوهرش محکوم به اعدام شده . و نادر برای فراهم کردن دیه مقتول دست به دزدی از طلا فروشی می زند و پول ها را در موسسه ای آموزشی پنهان می کند . در جریان خارج کردن پول ها ، با شادی آشنا می شود و …
پسر جوانی که اوضاع مالی مناسبی ندارد و به دنبال کار می باشد در کافه رستوران مجللی استخدام شده و پس از مدتی کوتاه با خانمی که صاحب آن مجموعه است درگیر رابطه ای عاطفی می شود. این رابطه او را درگیر ماجراهای پیچیده ای خواهد کرد...
هما زن خیری است که به بچههای یتیم و بیسرپرست کمک میکند و فرشته را هم تحت سرپرستی خود گرفته است. او سهمیه سفر حج خود را به پیرزنی به اسم بدری میبخشد و همان روز به زنی برخورد میکند که شوهرش به علت عدم رضایت خانواده مقتول در زندان به سر میبرد و زن برای آزادی شوهرش، تصمیم گرفته دخترش را به عقد پیرمرد ثروتمندی درآورد. هما خیلی سعی میکند رضایت خانواده مقتول را بگیرد از طرفی حضور فرشته مرگ را مدام حس میکند و در نهایت به ابدیت میپیوندد.
داستان این فیلم روایتگر یک گروه دیپلماتیک است که بعد از ورود به ایران، به وسیله یک گروه تروریستی ربوده میشوند...
ماشاءالله (حمید لولایی) فرد بیپول و فقیری است که مشکلات مالی او را در وضعیت سختی قرار دادهاست، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند و بتواند تنها از راه حلال پول در بیاورد، با آقای بیات (خشایار راد) که با او بهطور اتفاقی آشنا شده همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد؛ اما آقای بیات کلاهبردار از آب درمیآید و آقای بیات به ماشاءالله و احمد (رضا عطاران) بلیط جعلی میدهد و آنها نمیتوانند به مالزی سفر کنند. احمد ماشاءالله را در یک کارگاه کفاشی میبرد و در آن جا کار میکنند.
طاهر(خان بابا) که کشتی گیر مشهوری است به همراه چهار دخترش و خانواده آن ها در یک ساختمان زندگی می کنند. وی برای کمک به دو دانشجوی مجرد، اتاقی را در پشت بام در اختیار آنها قرار می دهد. دختران برای مقابله با این کار از طاوس خواهر طاهر که با او اختلافاتی نیز دارد، کمک می گیرند و ....