مقاومت و عشق به امام و انقلاب از نگاه شهید چیتسازیان
شهید حاج «علی چیتسازیان» فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین سخنانی تاریخی درباره مقاومت و جنگ با دشمن ایراد کرد.
شهید حاج «علی چیتسازیان» فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین سخنانی تاریخی درباره مقاومت و جنگ با دشمن ایراد کرد.
با پایان جنگ تحمیلی حدود ۷ هزار و ۵۰۰ نفر از ۶۵ هزار اسیر عراقی بهصورت رسمی به صلیب سرخ اعلام کردند که به کشورشان بر نمیگردند. ۳ هزار نفر هم اعلام نکردند که بر نمیگردند، ولی به کشورشان بر نگشتند.
شهید بروجردی و مرحوم آذرفر بسیار به هم علاقه داشتند تا جایی که بروجردی به آذرفر اصرار میکرد پیش نماز بایستد تا به او اقتدا کنند. امیر آذرفر در مناطق عملیاتی شمالغرب کشور بسیار فعال بود و چهرههای نامدار این منطقه از شهید بروجردی گرفته تا دیگر نامآوران دفاعمقدس آذرفر را میشناختند و برای او احترام زیادی قائل بودند
رسیدن هر کدام از مناسبتها در این روزهایی جنگ اخیر مانند پتکی است که یادآوری میکند قرار نیست این مناسبت نیز مانند سالهای گذشته برگزار شد. شاید اولین پتک را نماز عید فطر بدون رهبر شهید انقلاب نواخته باشد، ولی رسیدن به سالروز عروج ملکوتی امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد و آگاهی از این واقعیت که امسال شاگرد راستین آن امام همام فضایل استاد خود را بازگو نخواهد کرد، ضایعهای دردناک برای جامعه ایرانی و مسلمانان جهان است.
صدام میگفت فاو را رها کنید تا ما مهران را پس بدهیم! فاو زمستان سال ۶۴ از سوی رزمندگان فتح شد و خیلی برای عراق اهمیت داشت. چون دسترسی آنها به خلیجفارس از طریق بندر فاو بود. صدام اینطور وانمود میکرد که در برابر فتح فاو که یک پیروزی بزرگ برای ایران به شمار میرفت، او هم مهران را گرفته است
در سال ۱۳۶۰ که سال ترور شخصیتهای مهم سیاسی، علمی، مذهبی و اجتماعی بود، پدر من هم از این ترورها بینصیب نماند. منزل ما دو بار بمبگذاری شد. یک بار هم به منزلمان حمله کردند که متأسفانه پاسداری که مقابل خانه ما نگهبانی میداد، هدف گلوله قرار گرفت و قطع نخاع شد
با حمله صدام به ایران و شروع جنگ تحمیلی هرجا که احساس نیاز میشد، حضرت امام بنبستشکنی میکردند. در بحث آبادان یا آزادسازی سوسنگرد، حفظ جزایر مجنون، تکهای دشمن در اواخر جنگ و در کل هرجا که احساس میشد فرامین ایشان میتواند به حفظ کشور، مردم و رزمندگان کمک کند، حضرت امام با دوراندیشی که داشتند ورود میکردند
حاجعلی فضلی، در خاطراتش که اخیراً بیان کرده میگوید، در اثنای عملیات یک جایی کار گره خورد. به ذهنم رسید شاید خبر دیدار با امام بتواند انگیزه بچهها را مضاعف کند. با محسن رضایی تماس گرفتم و گفتم میتوانی یک وعده دیدار با امام برای بچههای لشکر ما بگیری؟