کلنل (نمایش) 1396
پراسپرو حاکم مخلوع میلان در صدد انتقام از کودتاچیان است، اما جباریتش مانع شده که ببیند، حتی دخترش نیز دیگر نمیخواهد در این جزیرهٔ جدا افتاده با او زندگی کند. پراسپرو راهی جز کنارهگیری مقابل خود نمیبیند.
این فیلم به وضعیت اجتماعی خانوادهای متوسط که درگیر مسائل مالی و شرایط بد بازار در سالهای اخیر بوده، میپردازد. خانوادهای که از لحاظ اقتصادی رو بهرشد بوده، ولی به علت زندانی شدن سرپرست خانواده و فشار بیامان بیپولی، با موانعی روبهرو شدهاند که هر لحظه فاصله و گسست بین اعضا بیشتر میشود و پدر خانواده را که در بند است، دورتراز خود میبینند، ولی فرشته دختر بزرگ خانواده سعی میکند با نگه داشتن چراغ امید در دلش و توکل به خدای خود، تدبیری بیندیشد که خانواده را از این بحران نجات دهد...
این فیلم درباره الاهه است که یک روز قبل از ازدواج خود ، برای دوستش سارا که در خارج از کشور به سر می برد فیلمبرداری می کند. او از خانواده و دوستان و حتی همسایه ها نیز فیلمبرداری می کند. الهه باور دارد که این آخرین روز از زندگی سخت او می باشد و بعد از ازدواج به تمام آرزوهای خود خواهد رسید. با این حال یک واقعه ناگهانی باور او را دچار تغییر می کند…
سعید پسر گچکاری است که به تازگی با دختر مورد علاقه اش ازدواج کرده، اما به دلیل فقر خود و همسرش؛ جهاز خواهرش را برمی دارد و به خانه خود می آورد. خواهرش در صدد شکایت از او بر می اید، اما وقتی برای گرفتن فرم شکایت به مغازه قاسم که نزدیک دادگاه است، می رود ،با قاسم آشنا می شود و تصمیم می گیرد با او ازدواج کند. اما جهاز ندارد و قاسم هم به طبقه ای بالاتر از او تعلق دارد و... یکی دیگر از شخصیت های داستان زنی 65 ساله به نام خانم احتشام زنی کتابخوان است. همسر خانم احتشام فوت کرده و او با مستمری شوهرش تنها در خانه بزرگی که اینک مخروبه شده و یادگار شوهرش است، زندگی می کند. مادر سعید هفته ای یکبار برای نظافت به خانه خانم احتشام می آید. فیلم در واقع سه داستان جداگانه را دنبال می کند، داستان خانم احتشام؛ داستان سعید و همسر فقیرش و داستان قاسم و خواهر سعید. آدمهای این سه داستان در پایان به نحو دلنشینی به یکدیگر مرتبط می شوند.