برچسب الهه جعفری

خوشنام 1400

سریال «خوشنام» داستان زندگی شخصی به نام «شهرام» است که از زندگی قبلی خودش بازگشته و به فکر توبه و جبران اشتباهات گذشته خود است.

چرخ فلک 1395

موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستان‌ها این موضوع تکرار می‌شود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل می‌شوند.

نوروز رنگی 1399

این مجموعه تلویزیونی داستان یک خانواده‌‌ی فقیر نشین مشهدی در نوروز سال ۱۳۶۷ را روایت می‌کند. پدر خانواده که صاحب ۵ پسر و دو دختر است از یک نفر طلب دارد و کسی که می‌خواهد به او پول بدهد، به جای آن یک تلویزیون رنگی می‌دهد تا وقتی که پول جور شود و اگر نشد تلویزیون را بفروشند.بعد از مدتی پدر همراه با بقیه خانواده به مسافرت می روند و به جواد اخطار می دهد که حق ندارد به تلوزیون دست بزند.همزمان با امدن دایی بی‌جی و دوستان او انها با دیدن یکی از فیلم های بروس‌لی جو گیر می شوند‌ و تلوزیون را اتفاقی می شکانند.حالا انها در استانه تعطیلات عید باید چند زوار پیدا کنند تا خانه های خودشان را برای مدتی اجاره دهند تا بتوانند پول تعمیر تلوزیون را تامین کنند.

احضار 1397

گیسو و امیر زن و شوهر هستند و زندگی خوبی را دارند. اما دقیقاً در روزی که گیسو می‌خواهد با مهمانی گرفتن و دادن خبر حامله بودن اش به امیر متوجه می‌شود که امیر به او خیانت کرده و به سراغ صمیمی‌ترین دوست گیسو، پروا رفته‌است. او از یکی دیگر از دوستانش که سینا نام دارد درخواست کمک می‌کند. سینا به او پیشنهاد می‌دهد که خود را به مردن بزند و مدت طولانی ای وانمود کند که مرده و خود را در خانه حبس کند. در این چند سال مخفی بودن بچهٔ او به دنیا می‌آید، او دیوانه می‌شود، شخصیت‌هایی به اسم ساغر، شفا، فریبرز، و خیرون برای خودش درست می‌کند و با آنها صحبت می‌کرد. بعد از ۷ سال او به عنوان یک روح متحرک به سراغ امیر و پروا می‌رود و آنها را می‌ترساند و شکنجه می‌دهد …

گشت ارشاد 1390

دختر و پسر جواني در يكي از پارك هاي تهران مشغول گپ زدن و گردش هستند كه مأموران گشت ارشاد از راه مي رسند و قصد دارند آنها را به ستاد ببرند. پسر جوان شروع مي كند به خواهش و التماس كه هر چه پول لازم باشد مي دهد تا گرفتار كلانتري و بازداشت نشوند. حسن كه يكي از مأموران است مورد را با بي‌سيم به مركز اطلاع مي دهد و مأمور ديگر به نام عطا به آرامي به جوانك گوشزد مي كند كه رييس‌شان حاج عباس بسيار عصبي و تندمزاج است و اهل رشوه گرفتن نيست، اما مي تواند براي راضي كردن حاجي با خودش معامله كند. عطا اول از عينك گران قيمت جوانك شروع مي كند و سپس تمام دارايي و كيف پولش را مي گيرد و بعد هم جوانك را وادار به كتك خوردن و عذرخواهي مي كند تا عباس به او تذكري بدهد و قضيه فيصله پيدا كند. عطا و حسن و عباس وارد خانه ويلايي بزرگي مي شوند كه خالي از اسباب زندگي است و معلوم مي شود آنها مأموراني قلابي هستند كه جوان ها را سركيسه مي كنند. صاحبان آن خانه هم گويا در خارج اند و اين سه نفر با پرداخت پولي به سرايدارش در آنجا زندگي مي كنند. عباس رييس و تئوريسين گروه محسوب مي شود! كه معتقد است به خاطر وضع مالي بدشان هيچ ايرادي ندارد با گول زدن كساني كه آينه بغل ماشين‌شان كلي مي ارزد پول به دست بياورند. عطا گرفتار پرداخت قسطي سكه هاي مهريه زن مطلقه‌اش است و ضمناً تابلوي آرزوهايي دارد كه معتقد است اگر عكس هر آرزويي را روي تابلويش نصب كند، به آرزويش خواهد رسيد. حسن كه ريزاندام است و كم سالتر است، مبتلا به بيماري سرع و هزينه داروهايش زياد است؛ ضمن اينكه مجبور است خرج خانواده و خواهر و برادرهاي كوچكش و تهيه مواد پدر معتادش را هم بدهد. علت بيماري حسن زجرها و ناهنجاري هاي اجتماعي و اخلاقي‌ست كه پدرش سالها قبل باعث‌اش بوده و خاطره خودكشي خواهرش مدام او را آزار مي دهد. عباس هم گرفتار بدهي پدرش است كه از يك نزول خوار پول گرفته و حالا چك هايش در دست مانده است. مأموران قلابي گشت ارشاد در يكي از عمليات اخاذي‌شان با نيروي انتظامي رو به رو مي شوند و...

به خاطر پونه 1391

مجید (فرهاد اصلانی) یک مرد میانسال از خانواده‌ای متوسط است که اهل شهرستان بوده و در کل سنتی رفتار می‌کند. وی اعتیاد دارد و علاوه بر آن، به همسرش پونه (هانیه توسلی) شک دارد. پونه، برخلاف مجید، از خانواده‌ای سنتی نیست و تقابل این دو فرهنگ مختلف تمام چیزی است که در به‌خاطر پونه شاهدش هستیم.