نسل آخر (نمایش) 1394
استمرار، تکرار یک عمل شاید تمرینی باشد که همیشه به ثمر نمیرسد، گاهی باید قبل از تکرارهای روزمره مکث کرد.
فیلم دارای مجموعهای از روایات تودرتو است که در بخشهایی به هم مربوط و متصل میشوند.
حسین (ابوالفضل کاهانی) جوانی است بیکار که به تازگی اعتیاد خود را ترک کردهاست. او برای تهیهٔ داروی اعصاب به داروخانهای میرود، اما داروخانهچی (شهرام مکری) او را به موزهای هدایت میکند که در آن کسی منتظر اوست…
سه مرد (محمد ساربان، بهزاد دورانی و محمود بهرازنیا) قصد دارند با همراهی چند تن از دوستانشان یک سالن سینما را به آتش بکشند.
در سالگرد وقوع یک اتفاق تاریخی مهم، بناست در یک سالن سینما فیلمی پخش شود. چند دانشجوی علاقهمند به سینمای ایران ایستاده در حیاط و در انتظار آغاز اکران فیلم هستند. اکرانی که شاید هرگز برگزار نشود.
شهرام مکری فیلمی به نام «جنایت بیدقت» ساخته که در آن درجهدار ارتش (بابک کریمی) با همراهی گروهی از نظامیان به روستایی آمدهاست تا یک موشک به جا مانده از دوران جنگ را خنثی کند. اما در بدو ورود به روستا با جوانانی روبرو میشود که در تلاشند تا فیلمی قدیمی را در فضای باز چشمه اکران کنند. چشمهای که طبق شایعات محلی سالهاست تصویری را بازتاب نمیدهد…
دختری طراح (راضیه منصوری) باید پوستر یک فیلم را به سالن سینمایی که فیلم بناست در آن اکران شود برساند، اما با مادرش(فریبا کامران) در راه تصادف میکنند. دختر پس از اتفاقاتی به سالن سینما میرسد، اما چیزی درست پیش نمیرود.
«نفس» قصه زندگي يک خانواده يزدي بين سال هاي 57 تا 62 است. "نفس" روايتي از زندگي چهار کودک با نامهاي بهار، نادر، کمال و مريم است که همراه پدرشان غفور (مهران احمدي) و مادربزرگ (پانتهآ پناهيها) در دهه50 خورشيدي نفس ميکشند! دنياي اين کودکان دنيايي است پر از روياهاي زيباي کودکانه که قرار است رنگ حقيقت به خود بگيرد.
در آغاز جنگ جهاني اول كه تمامي جهان درگير جنگ ناخواسته و بيرحمانهاي بودند، ايران اعلام بيطرفي ميكند و از 1295 سه سال كشور دچار كمبود مواد غذايي ميشود كه به قحطي بزرگ معروف است. در اين اثنا شخصي به نام حاج ابوالفضل، يتيمخانهاي داير ميكند كه بچههاي بيسرپرست را در آنجا نگهداري ميكنند. او فرزندي دارد به نام محمد جواد كه پس از مرگ پدر اداره يتيمخانه را بر عهده ميگيرد، پرچمدار مبارزه با نيروهاي بيگانه ميشود. فيلم داستان تعقيب و گريز محمدجواد و يك مرد انگليسي است كه يكي از فرماندهان ارتش دنسترويل در ايران است.