با من بمان 1380
خبرنگار زنی که در یک مجله زنانه کار می کند، شجاعانه به کنکاش در زندگی زنان بی سرپرست می پردازد.مینا به دلیل مشکلاتی که در گذشته داشته است، دچار حوادث خاصی می شود که زندگی جدیدش را تهدید می کند…
خبرنگار زنی که در یک مجله زنانه کار می کند، شجاعانه به کنکاش در زندگی زنان بی سرپرست می پردازد.مینا به دلیل مشکلاتی که در گذشته داشته است، دچار حوادث خاصی می شود که زندگی جدیدش را تهدید می کند…
کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …
این سریال درمورد یك عمارت قدیمی است كه در هر اپیزود، اتفاقاتی برای شخصیتهای آن رقم میخورد.
چند جوان، به واسطهٔ مهارتهایشان وارد چالش آدرنالین میشوند و این سرآغاز رفاقت میان آنهاست، فارغ از اینکه چالش آدرنالین از طرف یک مافیای بزرگ و پرقدرت طراحی شدهاست و ماجراهای غیرقابل پیشبینی را رقم میزنند. این جوانها هر کدام با مهارتی ویژه در این چالش شرکت کردهاند، مصطفی زمانی در نقش نوید در مهارت موتورسواری تبحر ویژهای دارد، سارا بهرامی در نقش رها در رشتهٔ پارکور فعالیت میکند، سارا بهرامی فرزندی دارد کر و لال، هدی زین العابدین در نقش گیسو دختری است عاشق هیجان و تجربههای خطرناک، که در رشتهٔ آفرود فعالیت میکند، پوریا رحیمی سام در نقش کاظی (کاظم) خوانندهٔ سریال میباشد که هم در طول سریال مشغول فعالیت خوانندگی هست و هم تیتراژ پایانی سریال را خواندهاست، کاظی مهارت خاصی در نفسگیری در آب دارد، بانیپال شومون در نقش دانیال ایفای نقش میکند، دانیال فعالیت بوکس دارد و همچنین صاحب یک باشگاه اسبسواری هست، دانیال در طول سریال رابطهٔ احساسی با خواهر نوید (نازنین) پیدا میکند.
تعدادی از عوامل فریب خورده و جاسوسان خارجی در عملیاتی، یک دانشمند هستهای ایران را به قصد انتقال به باکو برای بهرهبرداریهای جاسوسی و تبلیغاتی میربایند اما به دلیل مجروح شدن این دانشمند، برنامه عملیات تغییر میکند و سرانجام با دستگیری و هلاکت جاسوسان، عملیات ناکام میماند. از سویی با تدبیر نیروهای اطلاعاتی کشور، عوامل هدایت عملیات نیز فریب میخورند و…
البرز شیمیدان ساکن آلمان است . پدرش خسرو و مادرش خورشید در ایران زندگی میکنند. البرز با دختری به نام سارا که در ایران زندگی میکند و برای درمان بیماری پدرش به آلمان آمده، آشنا میشود و با او نامزد میکند. او قرار است در ترکیه با سارا ازدواج کند. همهچیز برای یک مراسم به یادماندنی مهیا است که خبر میرسد پدرش به کما رفته است. البرز با گذشتهای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد، ولی بنابر مشکلاتی او مجبور است که به صورت قاچاقی به ایران بیاید. با وجود اصرار فراوان مادر البرز برای بازنگشتن او به ایران، البرز تصمیم خود را گرفته است. وقتی او باز میگردد هیچکس او را نمیشناسد و او را فرهاد بابایی خطاب میکنند و کسی جز قاچاقچی او را به خاطر ندارد ....
این فیلم داستان یک روحانی جوان به نام احمد است که با همسرش لیلا در حالی با تنگدستی روزگار سپری میکنند که صاحب سه فرزند همزمان میشوند.
رویا ( مهناز افشار ) و علی ( حسین پاکدل ) زوجی جوانی هستند که در زندگی مشترکشان به بن بست رسیده اند. رویا یک مدرس پیانو است که شاگردان زیادی دارد، اما هنگامی که یکی از شاگردان او غیبت میکند و او پیگیر دلیل غیبت او می شود، متوجه می شود که وی با همسرش رابطه ای مخفیانه دارد. پس از این اتفاق رویا که حال و روز خوشی ندارد، بطور اتفاقی با برادر یکی از همسایه هایش به نام نریمان ( صابر اَبر ) آشنا می شود و رفته رفته این دو به یکدیگر علاقه مند می شوند اما...