جنون محض (نمایش) 1401
دکتر فرهادی درصدد تاسیس پژوهشکده ای برای احیای مجدد بیماران به کما رفته است که در این میان مورد حسادت و رقابت دکتر نقیبی، ریاست بیمارستان مواجه می شود. از طرف دیگر طی سانحه ای همسر دکتر فرهادی (مریم) نیاز اورژانسی به عمل پیوند قلب دارد و …
این مجموعه به موضوع بچههای بیسرپرست و بدسرپرست میپردازد و داستان آن دربارهٔ زندگی زن و شوهر جوانی با نام فرزانه (ستاره اسکندری) و امیر (امیر آقایی) است که فرزند خود را در حادثهای از دست میدهند. فرزانه دچار مشکلات روحی متعدد میشود و امیر تلاش میکند تا به همسرش کمک کند. او بعد از این که دوره بحرانی را میگذراند به فکر کمک به کودکان بیسرپرست میافتد. برخی از این کودکان بهواسطه ناهنجاریها به سمت زندگی نامناسب سوق پیدا کردهاند.
مجموعه تلویزیونی« نیمکت» مشکلات اجتماعی را به صورت تئاترهای نمایشی نشان می دهد.
سریال مدرسه مادربزرگها داستان تعدادی خانم میانسال است که خانم معلم جوانی دارند و در هر قسمت ماجراهای جالبی را به وجود میآورند.
یک تاجر اهل تهران به نام آقای امینی مدتی است کسی از او خبر ندارد. دختر او سارا به همراه همسرش امیر برای پیدا کردن وی به بندر خمیر در ۷۰ کیلومتری بندرعباس میروند. وقتی او را نمییابند، به پاسگاه ساحلی خمیر مراجعه میکنند و از آن لحظه به بعد پیگیریهای استوار سوبان اسماعیلی معاون پاسگاه برای پیدا کردن آقای امینی شروع میشود؛ پس از طی ماجراهایی که منجر به مفقود شدن امیر و کشته شدن فرمانده پاسگاه ستوان علی محمدی به دست افرادی ناشناس میشود مشخص میشود آقای امینی توسط افراد کارخانه اش به قتل رسیده چون با آنها برای قاچاق و جاسازی مواد مخدر در بستهبندی محصولات کارخانه همکاری نکرده و آنها برای مشکوک نشدن مقامات محلی شخصی بسیار شبیه او پیدا کرده و جایگزین او میکنند و همین افراد کارخانه سارا و امیر را که سوار ماشین امیر بودهاند در جاده برگشت به تهران به درهای پرتاب میکنند که منجر به کشته شدن امیر و زخمی شدن سارا میشود افراد کارخانه همگی به دستور امینی قلابی و توسط مباشر کارخانه کشته میشوند و خود امینی هم به دست همین مباشر کشته میشود و گروه قاچاقچیان مسلح مواد مخدر که امینی تشکیل تشکیل داده، پس از لو رفتن با مأموران نیروی انتظامی درگیر شده و ماجرا با دستگیری مباشر و قاچاقچیان خاتمه می یابد.
این مجموعه داستان زندگی پزشکی است که در زمان حیات همسرش تمام اموال خود را به نام او میکند، اما همسر دکتر پیش از او درمیگذرد. دکتر بیمار است و زمان زیادی به پایان عمرش نماندهاست. در این میان دختر و پسر او که هر دو ازدواج کردند و صاحب فرزند هستند، به تحریک همسران خود تصمیم میگیرند، قبل از فوت دکتر اموال او را بین خود تقسیم کنند. اما دکتر که مرد خیری است، عمارتی قدیمی و موروثی را وقف هزینه درمان بیماران بی بضاعت کردهاست. فرهاد، داماد دکتر که از ماجرا مطلع است حکم جلب و توقیف اموال دکتر را میگیرد و با همدستی زنی به نام سهیلا و برادرش فرشید ماجراهایی را به وجود میآورد.
داستان مجموعه تلویزیونی بیداری روایت زندگی دربارهٔ دختری به نام تُرَنگ است که در گیلان زندگی میکند. ترنگ و سینا دختر و پسری جوان از دو خاستگاه اجتماعی مختلف هستند. آنها ازدواج میکنند. اما سینا براثر بیماری میمیرد و ترنگ که باردار است قصد دارد فرزندش را سقط کند اما خواهر سینا که خود بچه دار نمیشود مخالفت میکند و قرار میشود ترنگ، بچه را پس از بدنیا آمدن به خواهر سینا بسپارد. و در سفر به تهران بدشانسیهای اما زمانی که بچه بدنیا میآید، مهر او چنان به دل ترنگ میافتد که قادر به لحظه ای جدایی از او نیست و …