برچسب الهام شعبانی

بامداد خمار 1404

سودابه دختر جوان تحصیل‌کرده و ثروتمندی است که می‌خواهد با مردی که با قشر خانوادگی او مناسبتی ندارد، ازدواج کند. برای جلوگیری از این پیوند، مادر سودابه وی را به پند گرفتن از محبوبه، عمهٔ سودابه، سفارش می‌کند.

سه جلد 1400

مینو ناخواسته با خود رازی را حمل می‌کند که تمام زندگی اش را دچار ترس و تردید کرده‌است، او برای خلاص شدن از این راز، تصمیم سختی می‌گیرد.