برچسب الهام حسامی

سووشون 1404

سریال سووشون، اقتباسی از رمان مشهور سیمین دانشور به همین نام، داستان زندگی زری، زنی روشنفکر و تحصیل‌کرده در شیراز زمان جنگ جهانی دوم را روایت می‌کند. زری در کنار شوهرش یوسف، که مردی وطن‌پرست و مبارز است، زندگی نسبتاً آرامی دارد. با این حال، یوسف در برابر اشغالگران و ظلم آن‌ها مقاومت می‌کند و این امر باعث می‌شود تا زندگی آرام این خانواده با چالش‌های جدی روبه‌رو شود.

آبجی 1394

طلا و عطی (آبجی)، مادر و دختری است که سالیان سال است کنار هم زندگی می‌کنند؛ سال‌هایی به درازای زندگی آبجی یعنی حدود ۵۰ سال. اما این وضعیت پایدار نیست و روزهای جدایی از راه می‌رسند. این جدایی در حالی اتفاق می‌افتد که «آبجی» به دلیل شرایط ویژه‌ای که دارد بسیار وابسته به مادر است و «طلا» در زمان باقی مانده به دنبال امنیتی برای آینده «آبجی» است. آینده‌ای بدون حضور خودش.

بانوی عمارت 1396

بانوی عمارت ملودرام عاشقانه‌ای را در مقطعی از تاریخ دوران قاجار روایت می‌کند که در این بستر به مهم‌ترین حادثه سیاسی آن زمان یعنی ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی هم پرداخته می‌شود.

آناهیتا 1387

خورشید و مهرناز دو دانشجوی رشتهٔ شیمی هستند که در ساختمانی متروک، آزمایشگاهی دایر و در آن‌جا تحقیقاتشان را روی کریستال‌های مولکول آب آغاز کرده‌اند. پس از مدتی و در جریان این تحقیق، مهرناز به طور مرموزی در آزمایشگاه کشته می‌شود. خورشید که در اثر این حادثه ضربهٔ روحی سختی خورده، می‌کوشد با آزمایش‌های خاص ابداعی‌اش، به راز این جنایت پی ببرد.

نفس 1394

«نفس» قصه زندگي يک خانواده يزدي بين سال هاي 57 تا 62 است. "نفس" روايتي از زندگي چهار کودک با نام‌هاي بهار، نادر، کمال و مريم است که همراه پدرشان غفور (مهران احمدي) و مادربزرگ (پانته‌آ پناهي‌ها) در دهه50 خورشيدي نفس مي‌کشند! دنياي اين کودکان دنيايي است پر از روياهاي زيباي کودکانه که قرار است رنگ حقيقت به خود بگيرد.

شبی که ماه کامل شد 1397

عبدالحميد در بازار عاشق فائزه دختر زيباروي تهراني ميشود. آنها با يکديگر ازدواج ميکنند و زندگي عاشقانه اي را آغاز مي کنند. پس از مدتي فائزه متوجه مي شود که خانواده عبدالحميد در بلوچستان کارهاي خلاف و خطرناکي انجام ميدهند. او براي دور کردن عبدالحميد و فرزندش، از شرايط پيش آمده به فکر مهاجرت مي افتد اما مجبور ميشود براي مدتي به همراه عبدالحميد به پاکستان برود و در خانه عبدالمالک ريگي برادر عبدالحميد سکونت يابد....