برچسب الناز حبیبی

فسیل 1401

این فیلم داستان اسماعیل (بهرام افشاری)، سعید (هادی کاظمی) و صفا (ایمان صفا) که عضو گروه موسیقی بلک داگز هستند، برای معروفیت و موفقیت تلاش می‌کنند. اسماعیل (ملقب به اسی) دنبال اجرا جلوی شاه است؛ اما صفا گرایش چپ دارد و با سرودن ترانه‌های اعتراضی سعی می‌کند محبوبیتی بین مردم کسب کند؛ ولی به زندان می‌افتند.

پیتوک 1398

جوانی اهلِ جنوبِ شهرِ تهران- به نامِ «علا» (احسان بذلی) از گذشته‌ای نَه‌چندان دور زخمی بزرگ و شخصی را با خود یدک می‌کِشد؛ زخمی که همراه است با یک آبروریزی و سرشکستگیِ بزرگِ خانوادگی. «علا» و مادرش (شیرین آقاکاشی) و نیز خواهرِ کوچک‌ترش «نگار» (ترمه فرح‌مرزی) زیرِ یوغِ «جاوید» (حسن پورشیرازی)- عموی گاراژدارِ «علا» زندگیِ نَه‌چندان راحتی را سپری می‌کنند؛ هرچند که «جاوید» هزینه‌های زندگیِ «علا» و خانواده‌اش را تأمین می‌کند.«علا» پس از پایانِ دورانِ خدمتِ سربازی‌اش تصمیم می‌گیرد خود را از دیدِ مالی و طبقاتی بالا بکِشد. این تصمیم، به آشناییِ «علا» با زنی میانسال و بیوه به نامِ «فروغ» (مهتاب کرامتی) که با پدرش (شاهرخ فروتنیان) زندگی می‌کند می‌انجامد و سبب می‌شود که این پسرِ جوان در برابرِ «مهام مالکی» (هادی حجازی‌فر) همسرِ پیشین و ثروتمند و قدرت‌طلبِ «فروغ» بایستد. در سوی دیگرِ ماجرا، «رؤیا» (الناز حبیبی)- دخترعموی «علا» حضور دارد که دیوانه‌وار عاشقِ اوست.قرارگرفتنِ «علا» در موقعیتی پُر از جدال و کِشمَکش، زندگیِ او را به مسیری تازه و پیش‌بینی‌نشده و پُر اُفت و خیز هدایت می‌کند؛ مسیری که هم با عشق همراه است و هم با کینه و خشم و انتقام؛ و البته، در ادامهٔ این راه و با پیشرویِ بیشترِ قهرمانِ داستان در دلِ این موقعیتِ عاشقانه و پُرتعلیق، رازهایی غافل‌گیرکننده از گذشتهٔ تاریکِ زندگیِ خانوادگیِ «علا» فاش می‌شود که سرانجام او ناگزیر می‌شود تردیدها را کنار بگذارد و به تصمیمی بزرگ روی آوَرَد…

سوختن 1393

رضا با اتمام دوره محکومیتش در زندان های ترکیه، به دلیل دستگیری در مرز این کشور با آلمان که دوازده سال پیش و هنگام تلاش برای ورود به خاک آلمان جهت پناهندگی همراه برادر ناتنی اش سپهر صورت گرفته آزاد شده و به ایران بازمی گردد. بازگشت او اتفاقات مختلفی را در طول داستان رقم می زند که…

روزی روزگاری مریخ 1400

ناصر به خسرو خاردار بدهکار است و خسرو پول خود را از او طلب میکند. ناصر به او قول میدهد که در یک مسابقه شرط بندی فوتبال شرکت کرده و بعد از برنده شدن پول او را میدهد. برای شرکت در شرط بندی طلا و ماشین همسر خود مهگل را میفروشد تا در شرط بندی شرکت کند. اما در شرط بندی میبازد. بعد از باخت هم از خسرو خاردار فراری میشود و هم از مهگل....

سی امین روز 1389

در سحرگاه یک روز سرد، مراسم اعدام «سیاوش کیانی» برگزار می‌شود. طناب دار به گردن قاتل آویخته می‌شود، حکم قضایی توسط قاضی کشیک خوانده می‌شود. آخرین تقاضا برای عفو، از سوی خانواده مقتول صورت می‌گیرد اما خانواده مقتول تقاضا را رد می‌کنند و حد را اجرا می‌کنند اما طناب دار پاره می‌شود...