برچسب الناز بهمن زاده

فرمانده 1389

مرتضی از فرماندهان دوران جنگ اکنون زندگی ساده و عزتمندی دارد، در ایام محرم، یکی از افراد تحت فرماندهی او (ناصر) که اکنون دچار مشکلات اقتصادی و ورشکستگی در تجارت شده است، به قصد یاری نزد مرتضی می آید، مرتضی به کج راه رفتن و زد و بند های اقتصادی ناصر پی می برد، حضور فرمانده و نیرو و همنشینی دوباره و آموختن ناصر از فرمانده، در ایام محرم تلنگری برایاو و بازگشت دو باره اش به راه درست است.

گامی در تاریکی 1386

شقایق که حافظه‌اش را از دست داده و سرگردان در خیابانها بود، به کمک پلیس، همسرش، حمید را می‌یابد. هنگامی که حافظه شقایق بازمی‌گردد، به یاد می‌آورد که زنی قصد کشتن او و دخترش را داشته که توسط حمید کشته شد. حمید که متوجه بازگشت حافظه همسرش می‌شود، قصد کشتن او را دارد که با دخالت مستخدم خانه، شقایق نجات می‌یابد و حمید توسط پلیس دستگیر می‌شود

این آخرین سفر 1387

یوسف نوبت سفر حج خود را به پیرزنی می دهد که فرصت زیادی برای رفتن به سفر ندارد اما بعد متوجه بیماری خود می شود و می فهمد اوست که فرصت زندگی ندارد بنابراین سراغ پیرزن می رود تا نوبت خودرا پس بگیرد اما...

سایه جنایت 1387

اکبر جوان مسافرکش که به تازگی نامزد کرده، در ماجرای دزدی اتومبیلش با یک عابر پیاده تصادف می کند که منجر به کشته شدن وی می گردد. مرشد محله و ستاره نامزد اکبر تصمیم می گیرند رضایت خانواده مقتول را جلب کنند اما با موضوع پرداخت مبلغ دیه روبرو می گردند که مبلغ فوق از توان آنها خارج است ...

زیگزاگ 1391

سرمدی رئیس کارخانه نساجی خط تولید جدیدی را راه‌اندازی می‌کند تا با تولید انبوه پارچه، بازار این محصول تامین شود. همزمان با این اقدام، محموله بزرگی از پارچه قاچاق وارد کشور شده و در این جریان سرمدی، خانواده و کارخانه‌اش را درگیر ماجراهایی می‌کند.

او هیچ گناهی نداشت 1388

«او هیچ گناهی نداشت» ماجرای دو قتل است که در یکی از شهرستان ها رخ می دهد و یک مامور نیروی انتظامی به نام «سرگرد گودرزی» مسئولیت پی گیری این پرونده را بر عهده می گیرد تا قاتل یا قاتلان را بیابد. در نهایت تلاش های او به کشف سرنخی می انجامد که....

راستش را بگو 1391

جوانی ناشناس در حال عکس برداری در یکی از ایستگاه‌های مرکزی مترو است. وحید مشتاق مسئول اتاق کنترل مترو، تصویر این جوان را از دوربین‌های امنیتی می بیند و به او مشکوک می‌شود. نیروهای امنیتی و انتظامی برای دستگیری جوان ناشناس اعزام می‌شوند ولی او را نمی‌یابند تا اینکه... .

کریستال 1387

صدرا و علی و داریوش سه دوستی هستند که در زندان با یکدیگر آشنا شده اند و حالا با آزادی شان از زندان، آنها باید با مشکلات عدیده ای مواجه شوند که غلبه بر آنها اصلا راحت نیست.