خانه پلاک ندارد 1395
داستان این فیلم درباره خانواده حاج رحمان است که منتظر آمدن مادر از سفر کربلا هستند. آمدن مادر همزمان می شود با آمدن پیکر محمد، فرزند خانواده که در سال های دفاع مقدس مفقودالاثر شده است.
داستان این فیلم درباره خانواده حاج رحمان است که منتظر آمدن مادر از سفر کربلا هستند. آمدن مادر همزمان می شود با آمدن پیکر محمد، فرزند خانواده که در سال های دفاع مقدس مفقودالاثر شده است.
سعید کارگردان شناختهشدهای است که بیشتر در سبک فیلمهای مستند کار میکند. او پیش از این سابقه حضور در جبهه را داشته است و در دوران جنگ نامهای مینویسد و در آن نامه اعترافی میکند.
حالا پس از سالها این نامه پیدا شده است و با آمدن آن نامه ماجراهایی اتفاق میافتد و زندگیاش دستخوش تغییرات زیادی میشود و حالا سعید تلاش میکند اشتباه گذشتهاش را بهگونهای جبران کند.
خانواده فیروز مشتاق که بیقیف و قپی به سفری رفتهاند، در راه بازگشت به تهران با دختری همسفر میشوند که از نظر بهروز، نیمه گمشده قلمداد میشود و به ضرس قاطع، شروعی برای فرو رفتن خانواده در آمپاس جهشیافته است! بماند که با آنچه از نصرت و شرایط جدیدش مشهود به نظر میرسد، بستر قمپزش گستردهتر از قبل شده است و با عقبهای که از آنان سراغ داریم، ماجراهایی آغاز میشوند که بیهیچ شائبهای در زندگی همه و بویژه کسانی که پا به قالیشویی میگذارند، تأثیرگذار هستند!
یاور چلویی مدیریت رستورانی دارد که پسرش در آن مشغول به کار میباشد. پسرش دست به ازدواج دوم زده و بین او و پدرش در این زمینه اختلافاتی رخ میدهد. شاه میز رفیق صمیمی یاور در دانشگاهی که سرایدار آن میباشد به قتل میرسد. یاور پسر خود را مظنون در این کار میداند...
موضوع اصلی گلوگاه پیرامون زندگی و کار اهالی گلوگاه است و سختیهای شغل غالب در این منطقه - دکلبندی- را نشان میدهد.
یک تیم فوتبال متعلق به اهالی شهر رامیان که در دسته سوم کشور فعالیت میکردهاست به دسته دوم صعود میکند، سعید با بازی جواد عزتی در نقش اصلی در این راه در آخرین لحظات بازی آخر دچار مصدومیت تاندون پا میشود و سلامتی اش به خطر میافتد و …
فیلم سینمایی داشآکل برگرفته از کتاب سه قطره خون (مجموعه داستان کوتاه) اثر صادق هدایت رابطهٔ عاشقانه ای را روایت میکند که «لوطیان» و «قداره کشان» آواز عشق «مرجان» را هنوز بعد از سالها روایت میکنند.