برچسب اقبال آذر

سنگ اول 1388

حسن‏علي اولين كسي است در آبادي كه مي‏رود و براي خودش از شهر سنگ قبر مي‏خرد. اين مسئله تعجب همه‏ي اهالي را در پي دارد و سوژه ي خنده آنها مي‏شود، او خود را پدري مهربان، دلسوز و فداكار ناميده. همسر او نيز با گلايه از اين كار، شروع به نق‏زدن مي‏كند كه چرا حسن‏علي براي وي پول خرج نمي‏كند. مگر او فداكار نيست و نبوده كه حسن‏علي براي او سنگ نخريده؟! اين مسئله در بقيه‏ خانواده‏ها نيز باعث بروز اختلاف مي‏شود.

شیر تو شیر 1390

فضلي همسرش را هنگام زايمان فرزندش از دست مي دهد و اورا با فرزندشان تنها مي گذارد. فضلي درگير بزرگ کردن اميرعلي و گرفتن شير از زنان شيرده روستا براي زمان گرسنگي اميرعلي است. امير بزرگ مي شود، به مدرسه مي رود و در ادامه تمام ماجراهايي که براي فضلي و اميرعلي با زنان و مردم روستا پيش مي آيد....