برچسب افشین کتانچی

مرخصی 1388

فروغ که به جرم دزدی ناکام از یک طلا فروشی در زندان است، وقتی متوجه بیماری پدر و گم شدن خواهر زاده اش می شود، برای جبران گذشته مرخصی گرفته و از زندان بیرون می آید، ولی متوجه می شود تمام این ماجراها نقشه ی خواهرش بوده تا فروغ از زندان بیرون بیاید و به وسیله ی او به مقداری از طلاها که قبل از زندانی شدن قایم کرده دست یابد...

و خداوند عشق را آفرید 1384

داستان این مجموعه با آگاه شدن یک خانم وکیل به نام خورشید از وقایع زندگی آینده افراد از طریق آینه‌ای موروثی که دارای خصلتی عجیب است، آغاز می‌شود و هربار او را وارد درگیری‌های زندگی اشخاصی می‌کند که از فقدان عشق رنج می‌برند.

گمشده 1389

گمشده با مضمونی اجتماعی داستان زندگی زنی به نام «مریم سلیمیان» (میترا حجار) را دنبال می‌کند که در زمان زلزلهٔ بم جزو امدادگران داوطلب بوده و بعد از ۵ سال سازمان هلال احمر و در بخشی به نام «جستجوی گمشدگان بین‌المللی» مشغول به کار می‌شود. او هر بار با پرونده‌ای روبه‌رو می‌شود که باید آدم گمشده‌ای را در داخل یا خارجِ کشور ردیابی کند. پیدا کردن این آدم‌ها و ماجراهایی که برای آن‌ها به وقوع می‌پیوندد داستان‌های مختلف این سریال تلویزیونی را شکل می‌دهد.

کاراگاه شمسی و دستیارش مادام 1380

این مجموعه روایتگر داستان دو خانم دوست و همسایه به نام‌های شمسی و مادام است. شمسی زنی باهوش، کنجکاو، کم حوصله و تندمزاج است که علاقهٔ زیادی به رمان‌ها و مجموعه تلویزیونی‌های پلیسی، به‌خصوص پوآرو دارد و این موضوع باعث می‌شود که مسائل دوستان و اهالی محله را پیگیری کرده و گره از مشکل آن‌ها بگشاید. در مقابل، صاحبخانه و همسایهٔ ارمنی شمسی، مادام رزا، پیرزنی آرام، ساده، خوشدل و محافظه‌کار است که اگرچه معمولاً از ماجراجویی‌های بی‌پایان شمسی به تنگ می‌آید، اما همواره او را برای رسیدن به نتیجه همراهی می‌کند و گاهی تقابل این دو شخصیت، موقعیت‌ها و دیالوگ‌های کمیک می‌آفریند. تفاوت مذهب و زبان مانعی برای نزدیکی و صمیمیت شمسی و مادام نیست و زندگی آن‌ها با هم درآمیخته و به شدّت به یکدیگر وابسته‌اند. با وجود اینکه هر دو در ابتدای پیری قرار دارند و از راه بافتن بافتنی زندگی خود را می‌گذرانند، امّا کنجکاوی شمسی، پای این زوج کارآگاهی را به ماجراهای جدید می‌کشاند و یکنواختی زندگیشان را برهم می‌زند. علاوه بر مادام، علیرضا، خواهرزاده شمسی که راننده آژانس است و سرهنگ گلچهره کارمند بازنشسته آگاهی، نیز علی‌رغم میل خود، کاراگاه شمسی را در تعقیب مظنونان همراهی می‌کنند.

هوش سیاه 1 1389

سرگرد احمدی با پرونده پیچیده یک خرابکار در حوزه رایانه و الکترونیک «کامران بوریایی» درگیر شده و به موازات آن پرونده های دیگری را هم رسیدگی می کند. در هر قسمت این مجموعه پلیسی ضمن پیگیری مستمر پرونده کامران بوریایی بعضاً پرونده جدیدی را از جمله سرقت نرم افزار، تلاش برای هک بانک و بیمه، شرکت های هرمی، دوستی های مخرب و بنیانکن اینترنتی، مزاحمت از طریق اینترنت و… مفتوح و رسیدگی می کند و این پرونده ها در همان قسمت به سرانجام رسیده و بسته می شود.

بی گناهان 1387

بیگناهان، ماجرای دزدی سه دوست در گذشته و جریان خیانت‌های آنها به یکدیگر و اتفاقاتی است که در زمان حال گریبانگیر فرزندان آنها هم شده‌است. این سه دوست براساس انگیزه‌ای که چندان هم به آن پرداخته نمی‌شود دست به دزدی زده و جریان این دزدی و تقسیم اموال به کشته‌شدن و فرار و زندانی‌شدن دو نفر از آنان ختم شده‌است.

آیینه ای در غبار 1389

آیینه ای در غبار روایتگر داستان مهرداد و پرهام، دو دوست هم‌دانشگاهی است که قصد دارند پروژه‌ای را به انجام برسانند. آنها دستگاهی اختراع کرده اند که صداها را در تاریخ‌ها و زمان‌های گذشته بازیابی و ضبط می کند. این دستگاه به مهرداد این فرصت را می دهد که یک معمای قدیمی خانوادگی را که به فعالیت های انقلابی پدربزرگش در سال هزار و سیصد و چهل دو مربوط می شود کشف کند...