برچسب افشین قدیمی

خانه اسرارآمیز 1388

سعید دانش آموز پنجم ابتدایی، ذهن خیال پردازی دارد. او تلاش می کند به دوستان و همکلاسی های خود بفهماند، خانه قدیمی که روبروی خانه آنها قرار گرفته یک خانه عجیب و اسرار آمیز است. و اگر بتوانند به داخل آن خانه بروند می توانند به توانایی های عجیب و غریبی دست پیدا کنند. در این خانه قدیمی معلم محبوبی به اسم سیامک قادر زندگی می کند که روش تدریس او زبانزد اهالی محل و حتی آموزش و پروش می باشد. سعید دوستان خود را متقاعد می کند که توانایی سیامک قادر در درس دادن به دلیل اکسیری است که او در این خانه اسرار آمیز می سازد و می خورد. سیامک قادر به دلایل شغلی مجبور است چند وقتی خانه را ترک کند و از آن محل برود. سعید هم فرصتی پیدا می کند تا با کمک دوستانش به آن خانه برود. همین که می خواهد از دیوار خانه قدیمی به داخل بپرد ...

گنجشک و قناری 1390

منصور راننده تاکسی است که با مادر پیرش زندگی می‌کند و برادرش مسعود بعد از ۱۵سال از خارج به ایران می‌آید. او مخترع انژکتور کم مصرف است و یک شرکت با او قرارداد کار بسته، ولی عده‌ای به سرکردگی فردی خارجی قصد دارند کاری کنند که اختراع او در ایران تولید انبوه نشود. آنان منصور را که لباس مسعود را پوشیده به جای مهندس گروگان می‌گیرند و در عوض مهندس واقعی را به خیال اینکه منصور است راهی جلسه می‌کنند تا اینکه ... .

سپید مثل ستاره 1390

داستان درباره پژمان گودرزی جوانی 22 ساله است که همراه پدر، مادر و خواهرش در یکی از مناطق اعیان نشین تهران زندگی می کند. وی با وجود آنکه در یک خانواده مذهبی بزرگ شده، ولی به دلیل همنشینی با دوستان ناباب تبدیل به پسری تندخو، بی فکر و بی هدف شده است. او دانشگاه را نیمه کاره رها می کند.

ماه عسل 1387

زوجی جوان و روستایی پس از ازدواج تصمیم می گیرند برای گذراندن ماه عسل به منزل یکی از اقوام خود در شمال کشور بروند. در بین راه تصادف می کنند و به ناچار برای رساندن مصدوم به بیمارستان مسیرشان به سمت تهران عوض می شود و در آنجا ماشین آنها که امانت نیز بود دزدیده می شود و ...

ارث شیرین 1389

صیف اله خان از دنیا رفته و طی یک وصیت عجیب تمام فرزندانش را از ارث محروم می کند. اما یک شرطبندی برای رسیدن به ارث وجود دارد و آن ازدواج دو پسرش تا قبل از رسیدن مراسم چهلمش است. اما موضوع به این سادگی نیست و اتفاقات عجیب تری پیش روی آنهاست…

شکرآباد 1393

این مجموعه به صورت اپیزودیک است. داستان‌ها و اتفاقات در سال‌های خیلی دور و در مکانی نامعلوم رخ می‌دهد، البته از نیمه‌ی راه، به این مکان "بلخ" اطلاق می‌شود. مردم و اهالی این مجموعه به رغم آنکه در زمان گذشته هستند هر از گاه از ابزار مدرنی مانند تلفن همراه، تلویزیون، موتورسیکلت و … استفاده می‌کنند.

راوی داستان‌ها سه گونه‌اند:

در قسمت‌های اول، معلمی در مکتب‌خانه به زور برای شاگردان از روی کتابی قدیمی، حکایت‌های پندآموز می‌خواند.
در قسمت‌های میانی پدر پیری را در بستر مرگ مشاهده می‌کنیم که برای سه فرزندش با نام‌های آلفرد، هیچکاک و تقدیم می‌کند - که کارهای اشتباه انجام می‌دهند - حکایت تعریف می‌کند تا آن‌ها پند بگیرند.
در قسمت‌های پایانی مردی زندانی در محبسی سنگ می‌شکند و بخاطر تنهایی نیازمند هم‌صحبت است تا برای او حکایتی بگوید و در هر قسمت، هم‌بندی جدیدی وارد زندان می‌شود، اما معمولا در پایان همان قسمت یا آزاد می‌شود یا از زندان می‌گریزد و زندانی اول، باز تنها می‌شود.

خنده بازار 1390

این مجموعه به تقلید طنزآمیز برنامه‌های سازمان صدا و سیما و طعنه به شخصیت‌های مختلف مانند باب راس (لذت نقاشی/ "داد ماست" در "ذلت نقاشی") می‌پرداخت.