فریبا (عفیف) 1403
سریال فریبا داستان زندگی یک اینفلوئنسر را بیان میکند که در حال تلاش برای برقراری تعادل بین زندگی شخصی و حرفهای خود است اما شهرت و محبوبیتش باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی خانوادگی و دوستانهاش میشود
سریال فریبا داستان زندگی یک اینفلوئنسر را بیان میکند که در حال تلاش برای برقراری تعادل بین زندگی شخصی و حرفهای خود است اما شهرت و محبوبیتش باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی خانوادگی و دوستانهاش میشود
مالک که صاحب تخت و تاج ریزآبادی ها شده، فصل جدیدی را در روابط شخصی و کاریش آغاز می کند. در این بین سمیرا به عنوان یکی از سهام داران بزرگ هولدینگ، تلاش می کند تا با مالک مصالحه کند. او دست دوستی به سوی مالک و سیما دراز می کند، اما حقیقت چیز دیگری است…مالک پا در مسیری می گذارد که بوی خون و جنون از آن به مشام می رسد.
برات و پرویز سعی میکنند تا یعقوب را که برنده جایزه قرعه کشی بزرگی شده، هرطور هست زنده نگه دارند تا جایزه را هفتاد به سی بین خود تقسیم کنند. با این حال، یک پزشک میگوید یعقوب به زودی خواهد مرد و نقشه آنها برای بهرهمندی از بردهای او پیچیده میشود…
این فیلم زندگی جوانانی را نشان میدهد که به دلیل اختلاف با خانواده از منزل طرد شدهاند و با واقعیتها و خشونتهای جامعه مواجه میشوند. ایمان و پایار، دو برادرند که پس از مرگ ناگهانی مادر به بحران روحی دچار میشوند و برای مقابله با آن، راههای متفاوتی در پیش میگیرند: ایمان به مصرف و فروش مواد مخدر روی میآورد و پایار به بوکسوری موفق بدل میشود.
داستان فیلم در تهران، سال ۱۳۶۶ اتفاق می افتد؛ وقتی زودپز بالای مغازه پدر خانواده می ترکد، پدر خانواده به سختی مجروح شده و سپس فوت می کند، آن هم در زمانی که تهران زیر بمباران است. حالا شاهین و سیروس ناخواسته وارد حوادث تلخ و شیرینی می شوند...
پاداش حکمت به همراه دستیارش طوفان به قصد تعمیرات وارد موسسه گلشنِ جاوید می شوند. همزمان خانم گلشن مالک خیریه برای تخلیه موسسه در آنجا حضور پیدا می کند. برو بچه های خیریه با خواهش و اصرار سعی در منصرف کردن گلشن از تصمیمش دارند.این اتفاق پاداش و طوفان را درگیر ماجراهایی غیرقابل پیش بینی می کند.
کارآگاه کیانی، درگیر پروندهای پیچیده میشود که رازهای بزرگی از یک خانواده را برملا میکند.
سریال داریوش، قصه مردی است که پس از یازده سال، به شهری که از آن گریخته بود، باز میگردد.