برچسب افسر اسدی

جستجو در شهر 1364

پس از انقلاب زني تحت تاثير تمايلات خانواده پدري از همسر و پسر خردسال خود جدا مي شود و به خارج از كشور مهاجرت مي كند. چهار سال بعد پشيمان و سرخورده به كشور باز مي گردد و به جستجوي شوهر و فرزند مي پردازد، و آن ها را مي يابد. شوهر، كه با سختي كودك را بزرگ كرده است، پشيماني زن را نمي پذيرد و او را از خود مي راند. فرزند كه بيماري قلبي دارد مي خواهد در كنار هر دو باشد. شبي كه بگو مگوي پدر و مادر بالا مي گيرد كودك به قهر از خانه مي گريزد. والدين او را در حالي مي يابند كه دچار حمله قلبي شده است. به دنبال اين ماجرا مرد نيز از كرده خود پشيمان مي شود. وصلت دوباره انجام مي گيرد.

زمان از دست رفته 1368

دكتر شكيبه مؤيد، پزشك حاذق نازايي، پس از ده سال زندگي مشترك با شوهرش از داشتن فرزند محروم است. آن دو چاره را در اين ديده اند كه دختري به نام ليلي را به فرزندخواندگي بپذيرند؛ اما شوهر او، كه مهندس طراحي نساجي است، دختر را به پرورشگاه باز پس مي دهد. دختر به زن متمولي سپرده مي شود. مدتي بعد در پي مرگ مادر مهندس و گم شدن ليلي، پس از نصايح بزرگان خانواده، زن و شوهر كانون خانواده را از نو برپا مي كنند.

راز خنجر 1369

دو دوست در قبائل تركمن، عاشق خواهرهاي يكديگر هستند. پدر يكي از آن دو بيست سال قبل بطور مرموزي به قتل رسيده است. راز قتل را تنها پيرمرد آوازه خواني مي داند كه مدتهاست قبيله را ترك كرده و در گوشه اي از صحرا زندگي مي كند. زن شوهر مرده به ازدواج پسرش رضايت نمي دهد چون هنوز بعد از بيست سال عزادار شوهر مي باشد. سرانجام با رضايت او مراسم ازدواج سر مي گيرد. پيرمرد آوازه خوان براي مراسم عروسي دعوت مي شود. در شب عروسي راز قتل افشاء مي گردد. پدر يكي از دو دوست بدست پدر ديگري كشته شده است. عروسي بهم مي ريزد و فرياد خوانخواهي بلند مي شود. اما با وساطت پيرمرد آوازه خوان مراسم «خون بس» برگزار شده و كينه ي بيست ساله از دو قبيله زدوده مي گردد.

یک وجب از آسمان 1387

محسن نوجواني است كه در كنار بچه هاي خياباني هم سن و سال خود در ميان خيابان هاي شلوغ شهر گل فروشي مي كند. او آرزوي داشتن يك وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق مي شود؛ در ابتدا هيچكس تحقق چنين آرزويي را باور نمي كند اما با ديدن آن، ماجراهاي گوناگوني آغاز مي شود...

اسب 1384

فيلم اسب ماجراي آشنايي جوان بيمار افسرده اي با اسب پير رانده شده اي در شمال ايران است كه به بازيافتن سلامتي و اميد به زندگي جوان ختم مي شود.

عبور از غبار 1368

معلمي با همسر و فرزندش در يكي از روستاهاي حومه ي تهران زندگي مي كند. او به سختي موفق مي شود خانه اي در بلندي تپه اي بسازد اما به زودي متوجه مي شود كه همسرش از بيماري كليه رنج مي برد و درشرف مرگ است. تمام اقدامات او، به دليل وضع نامساعد مالي،‌ براي همسر بيمارش بي نتيجه مي ماند تا اين كه مادر يكي از شاگردانش كه به نظر مي رسد دانش آموز بي انضباطي است بدون اطلاع معلم به بيمارستان مي رود و يكي از كليه هايش را به همسر معلم اهدا مي كند.

روسری آبی 1373

«رسول رحماني» مالك يك مزرعه گوجه فرنگي است و كارخانه‌اي هم در كنار آن دارد. او كه چند سال پيش همسرش را از دست داده است، تنها زندگي مي‌كند. «نوبر كرداني» زني است كه سرپرستي خانواده‌اش را به عهده دارد و ناچار است كار كند. او به همراه چند زن ديگر براي كار در مزرعه انتخاب مي‌شود و...

دوازده صندلی 1390

این فیلم راجع‌به به مخفی شدن گنجی ارزشمند در صندلی عقب یک پیکان است که مسابقه‌ای تند و نفس گیر برای یافتن پیکان آغاز می‌شود…