برچسب افسانه چهره آزاد

سر به راه 1393

قصه سریال سر به راه دربارهٔ جوان سر به هوایی به نام شهاب است که به جای زندان، مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود در یک مؤسسه خدمات اجتماعی می‌شود و این مؤسسه جایی نیست جز خانه یاس که محل نگهداری از کودکان بی سرپرست است.

خودرو تهران-11 1376

در هر قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی، همراه با یک اتومبیل پراید هاچ‌بک که خرید و فروش می‌شود، به زندگی آدم‌های مختلفی با ماجراهای گوناگون وارد می‌شویم.

کتابفروشی هدهد 1385

سریال کتابفروشی هدهد داستان کیوان کتابچی است که بسیار به کتاب علاقه دارد اما بعد از فوت پدر به علت نیاز خانواده خواهر ، کتابفروشی پدر فروخته شده و ارثیه تقسیم میشود. اما کیوان در ادامه دادن شغل پدر مصمم است.

دیوار شیشه ای 1396

قهرمان این داستان یک تهیه کننده تلویزیون است و همسرش که مجری است. آنها برنامه ای تلویزیونی با نام «دیوار شیشه ای» دارند و هر بار برای این برنامه با مهمانان و اتفاقات مختلفی مواجه می شوند.

همگناه 1398

داستان سریال راجع به خانواده‌ای قدیمی در تهران به نام صبوری است که سال‌ها است در کار پرورش گل‌های تزئینی و گل‌های مختلف هستند. خانوادهٔ صبوری متشکل از سه برادر( مسعود رایگان)، ( پرویز پرستویی )،( مهدی پاکدل)، و یک خواهر( رویا تیموریان) است، خانواده‌ای که همگی در این شرکت کار می‌کنند و شغل موروثی خانوادهٔ خود را دنبال می‌کنند، فقط پسر دوم، فریبرز(پرویز پرستویی) است که در حال حاضر ۵۸ سال سن دارد و افسر ادارهٔ آگاهی است و داستان زندگی خود را بی‌تأثیر از خانوادهٔ خود نوشته‌است. فریبرز در جوانی تصمیم می‌گیرد که پلیس شود و برای گذراندن دورهٔ آموزشی به شهرستانی می‌رود و دستش به گناهی آلوده‌است که خودش هم به دنبال حل این معما و کشف گناهش است.

خانوادهٔ صبوری همچنان در آرامش در خانه‌ای قدیمی با هم زندگی می‌کنند، اما ورود جوانی به این خانواده زندگی همهٔ خانواده را دستخوش تغییراتی می‌کند که…

رنگ شک 1393

یک افسر نیروی انتظامی مأموریت می‌یابد تا وارد یک باند بسیار مخوف مواد مخدر شود و به دلیل فوق سری بودن عملیات، تنها یکی از فرماندهان مافوق او از این مأموریت مطلع است و…

وضعیت سفید 1390

به هنگام شروع موشک باران تهران از زمستان ۱۳۶۶ اعضای خانواده‌ای پرجمعیت که تقریباً همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند، برای دوری از حملات دشمن، ساکن باغ مادرشان در روستایی واقع در حومه تهران می‌شوند. روستایی که مدرسه اصلی آن تبدیل به محل اسکان بخشی از اهالی جنگ‌زده شده‌است. استقرار این خانواده در باغ و هم‌جواریِ آن‌ها با مردم روستا که در اوج همدلی به‌سر می‌برند، حوادث گوناگونی را برای خانواده رقم می‌زند که باعث درک آن‌ها از مشکلات یک‌دیگر و ریشه‌های بی‌اهمیت اختلافات‌شان می‌شود. آن‌ها در طی این ماجراها درمی‌یابند که استعداد کمک و یاری به یک‌دیگر را دارند و...اما هسته‌ی مرکزی و نقش اول داستان نوجوانی به نام امیرمحمد است که اتفاقات جالبی برای وی می‌افتد و داستان‌های گوناگونی که بقیه‌ی اعضای خانواده با یک‌دیگر دارند به صورت موازی قصه را پیش می‌برد.