سر دلبران 1396
داستان این سریال دربارهٔ روحانی مسجدی است (با بازی برزو ارجمند) که سعی در حل مشکلات مردم دارد.
داستان این سریال دربارهٔ روحانی مسجدی است (با بازی برزو ارجمند) که سعی در حل مشکلات مردم دارد.
این مجموعه به مقوله طلاق در جامعه میپردازد. این مجموعه تلویزیونی متشکل از اپیزودهای مختلف با قصه و شخصیتهای مستقل است که هرکدام به داستانی مجزا میپردازد.
این مجموعه قصهٔ یک پدر و پسر که پس از فوت پدر، پسر دچار مشکلاتی میشود را بیان میکند. قصهٔ این سریال در دل محرم اتفاق میافتد
شانزده سال پیش از میلاد مسیح زمانی که مردم منتظرند تا مسیحای موعود متولد شود، فرزند عمران دختر میشود و مادرش نام کودک را مریم انتخاب میکند و چون پیش از تولد عهد بسته که او را تا زمان بلوغ به خدمت در معبد مقدس بگمارد، به معبد میرود، اما تا به حال پای دختری به معبد باز نشده. زکریا تلاش میکند که با تمامی مخالفتهای روحانیان یهودی مریم در معبد بماند و کمکم با وجود الهامات به مریم، مردم به سوی او جلب میشوند. اما بعد از یک اتفاق مریم از معبد رانده میشود. در همان موقع با خواست خداوندی مریم باردار میشود و همین موضوع سوء ظن مردم را برمیانگیزد. هرود که از تولد کودک احساس ناامنی میکند دستور قتل نوزاد را میدهد، اما نوزاد به دنیا میآید و با صحبت کردن در گهواره همه را مبهوت میکند.
داستان این سریال از گم شدن یک دختر ۳ ساله در زمان جنگ ایران و عراق شروع میشود و پس از سی سال پیدا شدن این دختر خانواده عباس مودت (سعیدنیک پور) دچار دگرگونی میشود…
داستان در هتل دو ستاره مروارید اتفاق میافتد و ماجراهای کارکنان آن با یکدیگر و مشتریان هتل را به تصویر میکشد. هر قسمت مجموعه تعدادی بازیگر مهمان دارد که نقش مهمانان هتل را بازی میکنند و دچار ماجراهایی در شهر تهران میشوند.
داستان فیلم از جایی آغاز میشود که ناصر جوان دانشجو که به تازگی با سولماز همکلاسی خود برای ازدواج محرم شده اند، با موضوع فتنه ۸۸ درگیر میشوند.
ناصر تلاش دارد سولماز را از صف مخالفان قانون شکن و آشوبگران بی منطق جدا کرده و او را به سمت صحیح و ابراز نظر قانونی سوق دهد، اما سولماز با تندرویهای خود هم زندگی شخصی و هم رفتار اجتماعی خود را دچار آشوب و دگرگونی میکند.
این مجموعه دربارهٔ دختری به نام عاطفه (افسانه پاکرو) که با قبول شدن در دانشگاه، در رشتهٔ حقوق از شیراز به تهران میآید و به دنبال محقق شدن رویاهای خود از جمله پولدار شدن است و با مردی (مهدی فخیم زاده) که هم سن پدرش است در هواپیما، آشنا میشود و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند ...