برچسب اصفهان زیبا

«عشق مفرط»!

روزمرگی، زندگی همه‌مان را در برگرفته و گاهی آنقدر غرق در مشغله‌ها می‌شویم که عزیزترین‌ها را فراموش می‌کنیم. آنانی که در دهه‌ای نه چندان دور، پسران جوانشان را از زیر قرآن عبور دادند و رهسپار جبهه‌ها کردند؛ همان زنانی که هیچ‌گاه حس و حال واقعی‌شان را درک نخواهیم کرد. اما هنوز افرادی پیدا می‌شوند که با صبر و علاقه، پای صحبت‌ مادران شهدا بنشینند و درددل‌هایشان را با قلم، ماندگار کنند. آثار متعددی درباره سیره مادران شهدا و روایت زندگی شهید از زبان مادر منتشر شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید  گفت‌وگو با مرتضی قاضی، نویسنده حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس به بهانه شنیدن زیست تجربه‌هایش در گفت‌و‌گو با مادران شهداست.

رسانه‌ای تراز و شایسته جهان‌شهر اصفهان

اصفهان به عنوان یک «جهانشهر تاریخی و تمدنی» دارای ظرفیت‌هایی ذاتی و جدانشدنی است که موجب شده در بیان جهانگردان معروف از کشورهای مختلف مورد تعریف و تمجید و تحسین قرار گیرد و در قالب عبارت ظریف و سمبلیک «نصف جهان» متجلی شود؛ بنابراین رسانه «اصفهان زیبا» باید بتواند رسانه تراز و شایسته‌ای برای این جهان‌شهر باشد.

«اصفهان زیبا» می‌تواند مرجع اصفهان‌شناسی باشد

روزنامه «اصفهان زیبا» در ابتدای تأسیس قرار بود ارگان شهرداری اصفهان باشد؛ اما با گذشت زمان و بازکردن جای خود در عرصه مطبوعات، تبدیل به روزنامه‌ای شد که می‌تواند برای بحث‌های مختلف بین روزنامه‌های مختلف برای خود جایگاه و حرف برای گفتن داشته باشد …

هویت‌سازی با «اصفهان زیبا»

نقطه مثبت روزنامه «اصفهان زیبا» رویکرد هویت‌سازی آن است؛ ایجاد هویت‌هایی اعم از هویت تاریخی، ملی، انقلابی، دینی و محلی؛ آنچه در این دوره مدیریت روزنامه «اصفهان زیبا» قابل‌توجه و بااهمیت است.

هفت یادمان خاطره‌ساز

در محل بـزرگ‌تـریــن و ســخـت‌تـریــن عملیات دفاع مقدس، یادمان‌هایی ایجاد شده که یادآور سلحشوری غواصان در آب‌های خروشان اروندکنار و نبرد نفر با تانک در شلمچه است. گزارش خبرگزاری فارس را درباره این یادمان‌ها در ادامه می‌خوانید.

ترکش‌های میدان مین در بدن تخریبچی!

نه از مین و دم و دستگاه آن سر رشته‌ای داشت و نه اصلافکرش را می‌کرد که شاید روزی مهم‌ترین سکانس زندگی‌اش در خطرناک‌ترین میدان جنگ، یعنی «میدان مین» رقم بخورد. تجربه فعالیتش در کردستان و سیستان و بلوچستان اما پایش را به گروه «تخریب» باز و او را یکی از اعضای گروه نه نفره آن‌ها و یک «تخریبچی» کرد. چیزی نمی‌گذرد که با انواع مین‌ها، میدان‌ها، موانع و تاکتیک‌ها آشنا می‌شود و در چند سانتیمتری خطر، کاشته‌های مرگ را در «میدان مین» برداشت و خنثی می‌کند. او اما با مین‌های «گوجه‌ای، والمری، ضدتانک»، سیم خاردارهای «فرشی، حلقوی، کفشکی، پومر» و «سیم‌چین، سرنیزه، سیخک، شب‌نما و نوار علامت‌گذاری» رفاقتی دیرینه دارد.

قدم‌به‌قدم با من بیا

یک وقت‌هایی باید گذاشت و رفت. باید دست بی‌قراری‌های دل را گرفت و برای دل‌تنگی چاره‌ای اندیشید، باید رفت به سرزمینی که قصه دل و دلدادگی‌اش را هرچه بخوانی، نه تمام می‌شود و نه تکراری. باید رفت و خواند این غزل‌های ناب بندگی را. باید دل را به نسیم سپرد و سر بر خاک گذاشت و از تکان‌های شانه هم ترس به دل راه نداد که اینجا همان دیاری است که مردانش برای رسیدن به آسمان از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. شهر به شهر، منطقه به منطقه اینجا حال دل خوب است. اهل هرکجا که باشی… اینجا راهیان نور است.