برچسب اصفهان‌دوستِ شیرازی

هنوز نمی‌دانیم چگونه باید روایت کنیم

به‌دلیل کارکرد روایت در ثبت دل‌نشین و تأثیرگذار رخدادهای مهم، بسیاری از اشخاص و نهادها تصمیم به برگزاری دوره‌های آموزش و تربیت روایت‌نویس کردند تا مناسبت‌های مهم کشور به شیوه ادبی اما استاندارد در کتاب‌ها ثبت شود. اما این فزونی روایت و روایت‌نویسی در عرصه ادبی کشور آسیب‌ها و معایبی را هم به‌دنبال داشته است.

قدم‌به‌قدم با من بیا

یک وقت‌هایی باید گذاشت و رفت. باید دست بی‌قراری‌های دل را گرفت و برای دل‌تنگی چاره‌ای اندیشید، باید رفت به سرزمینی که قصه دل و دلدادگی‌اش را هرچه بخوانی، نه تمام می‌شود و نه تکراری. باید رفت و خواند این غزل‌های ناب بندگی را. باید دل را به نسیم سپرد و سر بر خاک گذاشت و از تکان‌های شانه هم ترس به دل راه نداد که اینجا همان دیاری است که مردانش برای رسیدن به آسمان از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. شهر به شهر، منطقه به منطقه اینجا حال دل خوب است. اهل هرکجا که باشی… اینجا راهیان نور است.

باید مردم می‌آمدند

برای اینکه عظمت حماسه ۹ دی مشخص شود و اینکه چرا این روز به نام «میثاق امت با ولایت» نامیده شده است، باید در خصوص فتنه ۸۸ بازخوانی دقیقی صورت گیرد.

در سخت‌ترین شرایط جنگ، لحظه‌ای نهراسیدم!

در نیروی دریایی در حال آموزش بود که دو تن را با کلاه سبز، لباس‌های استتار و بدن‌های ورزیده دید. نامشان را پرسید، «تکاور»! خودش را در قامت تکاوری تجسم کرد و با این تجسم، آینده او شکل گرفت. دیری نپایید که دوره کلاه سبز دید و در نهایت در کماندو اسکول انگلیس، دوره جنگ‌های آبی و خاکی و هدایت قایق‌های نفربر را گذراند و پس از آن توانست در لباس تکاوری به مردم میهنش خدمت کند. با حمله هوایی عراق، همراه گردان یکم تکاوران نیروی دریایی صبح اول مهر عازم خرمشهر شد. لحظه‌ای تردید نکرد. برای دفاع از خاکش داوطلبانه رفت. خودش را در قبال مردم سرزمینش مسئول می‌دانست. معتقد است وقتی یک تکاور در انگلیس دوره می‌بیند، هزینه بسیار زیادی به کشور تحمیل می‌شود که بخشی از این هزینه از مالیات پرداختی مردم است. حال هنگام حمله دشمن در قاموس او نمی‌گنجید که آرام بنشیند. برای وجب به وجب خاک خرمشهر خانه به خانه جنگید و پس از آن در تمامی سال‌های جنگ مقتدرانه در عرصه نبرد ایستاد. «ناخدا یکم تکاور دریایی حسن مسعودی» جانباز  87 درصد می‌گوید در سخت‌ترین شرایط جنگی ذره‌ای نترسیدم، لحظه‌ای نهراسیدم. چرا که عاشق وطنم هستم و یک گِرم از خاکش را با کل اروپا و ثروت‌های جهان عوض نمی‌کنم…!

پشتمان گرم نیست!

یکی از گلایه‌های دیرپای کارگران این است که پشتوانه صنفی لازم را برای پیگیری مطالباتشان ندارند. تشکل‌های کارگری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان جلب مشارکت کارگران در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی می‌توانند سهم بسزایی در توسعه همه‌جانبه کشور ایفا کند.