برچسب اصفهان‌دوستِ شیرازی

بازار صادراتمان هم کساد شده است

مصطفی بشیری، هنرمند قلم‌زن جوانی است که از هشت‌سالگی، در یکی از قدیمی‌ترین بازارهای شهر اصفهان، یعنی بازار حسن‌آباد، نزد پدرش هنر اصیل قلم‌زنی را فراگرفت و خیلی زود توانست کارگاه قلم‌زنی خودش را راه بیندازد.

چرا چهارباغ کشیده شد؟

هدف شهرسازان عصر صفوی از طراحی و احداث خیابان چهارباغ چه بود؟ ما در نوشتار پیش رو از میان منابع دست‌اول آن روزگار که بیشتر سفرنامه‌های خارجی هستند، به‌ دور از تحلیل‌هایی که جغرافی‌دانان و شهرسازان امروزی برای احداث چهارباغ ارائه می‌دهند، به سراغ منابع مذکور رفته و کندوکاو می‌کنیم که هدف از کشیدن خیابان چهارباغ چه بود.

کشف رازهای ۶۰۰۰ ساله در بادرود

بادرود، شهری کهن و تاریخی در شمال استان اصفهان، با پیشینه‌ای بیش از شش هزار سال، هم‌چنان ردپای تمدن‌های گذشته را در کوچه‌ها، خانه‌ها و محوطه‌های باستانی خود حفظ کرده است.

فصل درو!

در گذشته استعدادیابی به شیوه امروزی مورد توجه نبود و ورزشکاران به روال شیوه شاگرد و مربی پرورش می‌یافتند و گاهی ورزشکاران بدون اینکه تحت آموزش خاصی قرار گرفته باشند، به واسطه نبوغ ذاتی خود مسیر قهرمانی را طی می‌کردند؛ همچنانکه علی دایی در سن بزرگسالی و در دانشگاه برای اولین بار دیده شد و طی مدت کوتاهی به تیم ملی رسید.

یادنامه خالق تبلیغات نوین اصفهان

نام زنده‌یاد هوشنگ عدیلی با عبارت «صنعت تبلیغات نوین در اصفهان» پیوند خورده است؛ بیشتر فیلم‌های تبلیغاتی دهه‌های 30، 40 و 50 اصفهان که به جز جنبه تبلیغاتی بخشی از آرشیو و ثبت تاریخی شهر هستند توسط او تولید شده‌اند. او خود را متعلق به شهر اصفهان می‌دانست؛ از این رو، توسعه فعالیت‌هایش را در اصفهان پی گرفت و به‌رغم امکان فعالیت در تهران و نیز مهاجرت هیچگاه شهر و دیارش را ترک نکرد و تا روزهای پایانی زندگی نیز همانند تمام دوران زندگی‌اش در چهارباغ اصفهان زندگی کرد و اوقاتش را در این خیابان گذراند.

مرد خدا!

شهید مهدی زین‌الدین یکی از فرماندهان جوان در هشت سال جنگ تحمیلی است که باوجود گذشت سالها از شهادتش، هنوز مرام و منش و شجاعت و دلیرمردی‌هایش حرف‌ها برای گفتن دارد.

شهیدی که میزبان زائران است

در دل محله حسن‌آباد و در آستانه ورود به حیاط امامزاده احمد، جایی که نسیم آرامِ عصرگاهی پاییزی میان درختان کهن‌سال سُر می‌خورد و پرندگان گویی سرود آسمانی زمزمه می‌کنند، نگاهت بی‌اختیار به‌سوی محفظه شیشه‌ای کوچکی می‌افتد که در میان سنگ‌فرش‌ها، همچون دُرّی درخشان می‌درخشد؛ گویی اینجا نقطه‌ای است که زمین و آسمان دست یکدیگر را گرفته‌اند، نقطه‌ای که از میانش نسیمی از جنس نور عبور می‌کند.