برچسب اصفهان‌دوستِ شیرازی

هاردیِ اصفهان، محبوبِ ایران

شاید آن زمان که بیشه‌های کنار زاینده‌رود محل تمرین و ادابازی دو نوجوان بود که یکی چون لاغرتر بود می‌شد لورل و دیگری به جهت تنومندی‌اش هاردی بود، خودشان هم فکر نمی‌کردند روزی به یمن این علاقه مشترک بتوانند به پایه‌گذاران و بازیگران ماندگار تئاتر اصفهان بدل شوند. اما شور و اشتیاق آن سال‌ها و عشق به سینما در دهه 20 اصفهان از لورل (رضا ارحام صدر) و هاردی (نصرت اله وحدت) دو شخصیت بی تکرار و منحصربه‌فرد در فضای تئاتر اصفهان ساخت.

میــــدان‌دار!

سردار سرلشکر پاسدار شهید محمدرضا زاهدی که به حاج علی زاهدی معروف است، یکم شهریور 1340 در اصفهان متولد شد. او به همراه شش‌تن دیگر از هم‌رزمان خود درحالی‌که مشغول انجام خدمت در بخش کنسولی سفارت جمهوری اسلامی ایران در دمشق بودند، با حمله هوایی رژیم جنایتکار صهیونیستی به شهادت رسیدند و آسمانی شدند.

پاره تن مادر بود و بهترین دارایی پدر

وقتی روز خاک‌سپاری می‌رسد، همسرش با یقین می‌گوید که قبر همسرش اینجاست و جای قبر را نشان می‌دهد. اول قرار نیست شهید آنجا به خاک سپرده شود؛ ولی همه‌چیز طور دیگری رقم می‌خورد. شهید امین زاهد به‌طرف دیگر منتقل می‌شود و با این جابه‌جایی قبر شهید مهدی هاشمی همان‌جایی می‌شود که دو هفته قبل از شهادت خودش از آن خبر داده بود.

کمبود کالا نداریم؛ با گران‌فروشی برخورد می‌کنیم

در شرایط کنونی نظارت دقیق بر قیمت‌ها و توزیع کالاها نیز می‌تواند از سوءاستفاده‌های احتمالی جلوگیری کند. تشکیل تیم‌های نظارتی برای کنترل بازار و جلوگیری از افزایش بی‌رویه قیمت‌ها ضروری است. به زعم متولیان بازرسی اصفهان، نظارت و بازرسی در سطح عرضه از ساعت 7 صبح تا ساعت 10 شب برقرار است. در شرایط کنونی در اصفهان برخی نانوایان، تخلف افزایش قیمت داشته‌اند که این واحدها شناسایی و برای آنها پرونده تشکیل شده است.

زندگی به سبک گرانی

این روزها کافی است مردم سری به بازار بزنند تا به‌جای آرامش، با موج تازه‌ای از افزایش قیمت‌ها روبه‌رو شوند. دیگر برای بسیاری از خانواده‌ها، خرید مواد غذایی ساده‌ای مثل برنج، مرغ، تخم‌مرغ یا لبنیات تبدیل به نوعی محاسبه روزانه شده است.

به‌ اصطلاح پدیده‌ها!

در روزهای نقل‌وانتقالات لیگ برتر، پدیده‌های لیگ تازه خاتمه‌یافته در تیررس تیم‌های لیگ برتری قرار گرفته‌اند و هر کدام که قراردادشان پایان‌یافته، مشتری‌های دست به نقدی دارند و دیگران هم که تحت قرارداد تیم‌هایشان هستند، با شرایط متفاوتی ادامه همکاری می‌دهند.

پاییز ناتمام

وقتی از نصرت‌اله وحدت حرف می‌زنیم، داریم از بخشی از تاریخ فرهنگ‌عامه این کشور حرف می‌زنیم. درست مثل وقتی‌که می‌گوییم لاله‌زار و یک مفهوم به ذهنمان می‌آید؛ یا وقتی اشاره می‌کنیم به ویرانه‌های خانه پدربزرگ که دارند از نو آن را می‌سازند و لحظه‌به‌لحظه خاطرات برایمان مرور می‌شود،  اما سؤال اینجاست، چرا باید از وحدت و هم‌نسلی‌های او حرف زد و چرا باید ثبتشان کرد؟! پاسخ به این پرسش می‌تواند شروع هر نوع شناخت یا پژوهش درباره آن نسل باشد. نصرت‌اله وحدت در کودکی، در ذهن من یک مرد خوش‌سر و زبان و بازیگوش اصفهانی بود که هر وقت و به هر بهانه‌ای در تلویزیون دیده می‌شد، جمع تماشاگر می‌گفت یادش به خیر.

برای بار دوم یتیم شدم

چهارپنج‌ساله بودم که آقای زاهدی شد یکی از اعضای خانواده ما. جنس رفتار شهید با خانواده ما دیدنی بود؛ به‌خصوص رفتاری که با مادر داشت، انگار که مادر خودش بود.‌ خیلی محبت می‌کرد. پانزده‌ساله بودم که پدرم به رحمت خدا رفت و محبت شهید حالت پدرانه به خودش گرفت و شد یک تکیه‌گاه امن برای همه ما.اخلاصش دیدنی بود.