برچسب اصغر پورهاجریان

سرنوشت 1385

فیلم سرنوشت درباره‌ زندگی شخصی یک روحانی است که مسئولیت‌های مهم و سنگینی دارد و با کوشش‌های بسیار جهت پیش‌برد اهداف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت‌های سختی در مناطق کردستان داشته است و پس از کش و قوس‌های پیچیده عاقبت در تهران ترور می‌شود…

دموکراسی تو روز روشن 1388

سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول به‎كار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیت‌های بی ریا، متعهد، مومن، به‌دور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.

او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد مي‌گيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.

ماه وش 1386

مهوش بازيگر و ستاره فرضي سينماي قبل از انقلاب پس از سالها فرار و دوري از كشور به وطن بازمي گردد. بعضي از آدمهاي ديروز و امروز از مهوش باوري را در ذهن دارند كه همواره او را آنگونه مي خواهند اما مهوش...

کیمیا و خاک 1387

«کیمیا و خاک» فضای ملتهب آبان سال 1357 سرنوشت 5 گروهی را که می‌خواهند با آخرین پرواز از ایران خارج شوند را روایت می‌کند. در این میان یکی از مأموران اصلی ساواک در پی یافتن مدرکی است که هویت مخالفان را فاش می‌سازد.

جعبه موسیقی 1386

داستان فیلم دربارهٔ پسربچه‌ای به نام علی (با بازی ارسلان قاسمی) است که به تازگی مادرش (نیکی کریمی) را از دست داده و با فرشته‌ای (رامبد جوان) آشنا می‌شود. این آشنایی ماجراهایی را به دنبال دارد.

ندارها 1388

سه جوان پایین شهری با نام های علی (پژمان بازغی) مهری (هانیه توسلی) و محسن (محسن تنابنده) می خواهند همانند عیاران باشند. آن ها تصمیم می گیرند که از نزول خورها و پولدارهایی که خودشان تشخیص می دهند و پولشان حلال نیست پول بدزدند و به فقرا بدهند…

حس پنهان 1385

یک شب مردی به نام امیر که از زندگی با همسر روانپزشک خود سیمین ناراضی است طی یک تصادف با ندا و برادر روان پریش وی بهرام آشنا می شود و…