برچسب اصغر هاشمی

روزهای انتظار 1365

قحطی باعث بالا رفتنِ قیمت جو شده؛ بنابراین گروهی از حاشیه نشینانِ کویر، تصمیم می‌گیرند که آذوقهٔ احشام خود را از شهر تهیه کنند. سبحان برای خرید راهی شهر می‌شود. در حالی که به جهت سرما و بدی راه‌ها هیچ راننده‌ای حاضر نیست محمولهٔ خریداری شده را به محل اتراق عشایر برساند، یک رانندهٔ تهرانی داوطلبِ این کار می‌شود. و این در حالی است که سیل جاده را برده و کامیون در راه مانده، احشام یکی یکی در حال تلف شدن اند و اهلِ عشیره در تضاد با یکدیگر برای تصمیم‌گیری. گروه که علی‌رغم نظرِ بزرگِ عشیره، برای خرید جو نزدِ فروشندهٔ همیشگی رفته و دست خالی برگشته اند، در راه به کامیونِ مانده در شنهای کویری برمی‌خورند و با کمک شترهایی که به همراه دارند، آن را از شن بیرون می‌کشند و به محلِ ایل می‌رسانند.

دونده (خان هشتم) 1392

“بهرام” مردی ساده، خوش باور و بسیار خانواده دوست پس از گذشت 3 سال از ازدواجش می‌خواهد همسرش گیسو را با اتومبیلی که با مشکلات فراوان خریده است به ماه عسل ببرد، وقوع یک حادثه غیر منتظره که منجر به تعویض ماشین او میشود سرنوشت سفر را دچار تغییرات فاحشی می‌کند…

بی همگان 1401

ماجرای مجموعه «بی همگان» درمورد دختر و پسری است که تصمیم گرفته‌اند با هم ازدواج کنند، اما مشکلات و مسائلی مختلفی سر راهشان قرار دارد.

آوازهای مادرانه 1390

این فیلم داستان زن تنها و بدخلقی به نام شکوه است که علی رغم میل باطنی اش، ناچار به پذیرفتن پرستار جوان و پر شوری می شود. و تحت تاثیر این تازه وارد سرانجام از پیله تنهاییش خارج شده و تصمیم می گیرد بدون اطلاع فرزندانش که به دلیل مشغله های زندگی نمی توانند در کنار او باشند موقعیت تازه ای را در زندگی تجربه کند.

لیست انتظار 1387

فیلم “لیست انتظار” روایتگر ماجرای زندگی “صمد” و “پروانه” است که به تازگی ازدواج کرده اند. آنها در آغاز زندگی مشترکشان به مشهد می روند. استقرار در مسافرخانه ای نزدیک حرم و زیارت، فرصتی است که آنها بیشتر با روحیات یکدیگر آشنا شوند.

چند قدم نزدیکتر 1387

این مجموعه داستان دختری به نام سمیرا است که برای بدرقه برادرش به عمره دانشجویی به ایران بازمی‌گردد. اما هنگام رساندن او به فرودگاه تصادف می‌کند. برادر به کما می‌رود و…

آپارتمان 1371

یک پزشک و یک پرستار، علاوه بر آنکه در بیمارستان همکار هستند، در یک مجتمع مسکونی هم در همسایگی زندگی می‌کنند و اندکی بعد، تصمیم می‌گیرند با یکدیگر ازدواج کنند. در شب عروسی، داماد در مراسم حاضر نمی‌شود و این موضوع، علاوه بر نگرانی و اضطراب، زمینه‌ساز بروز اختلاف و سوءتفاهم میان دو خانواده نیز می‌گردد…

یک مشت پر عقاب 1386

در پی درگذشت خواهر دوقلوی، امیرحسین دانشور فارغ التحصیل رشته مهندسی نفت که در حال گذراندن خدمت وظیفه است،او به تهران فرا خوانده می شود. پدر او مهندس دانشور از مهندسان قدیمی شرکت ملی نفت که در اثر حادثه خودکشی دخترش سکته کرده و بستری شده است. امیرحسین پس از اتمام مراسم درست در شبی به تبریز برمی گردد که همان روز مردم تبریز طی اقدامی اعتراضی دفتر حزب رستاخیز را به اتش کشیده اند و ...