1968 1403
مقطعی که داستان فیلم ۱۹۶۸ در آن اتفاق میافتد، سال ۱۹۶۸ میلادی، یا به عبارتی، سال ۱۳۴۷ شمسی است که در این سال ایران میزبان مسابقات جام ملتهای آسیا میشود. در این دوره تیم ملی کشورمان در مسابقه فینال در مصاف با اسراییل قرار میگیرد…
مقطعی که داستان فیلم ۱۹۶۸ در آن اتفاق میافتد، سال ۱۹۶۸ میلادی، یا به عبارتی، سال ۱۳۴۷ شمسی است که در این سال ایران میزبان مسابقات جام ملتهای آسیا میشود. در این دوره تیم ملی کشورمان در مسابقه فینال در مصاف با اسراییل قرار میگیرد…
بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینهها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند میآید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت میکند. زخمهای کهنه سرباز میکنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت میکنند. درگیری ابعاد بزرگتری مییابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز میکند.
این مجموعه داستان تلاش شش نیروی جهاد سازندگی است که در زمان جنگ در جبهه سنگر سازی میکردند و در زمان حاضر هم همچنان روحیه جهادی خود را حفظ کردهاند و در صنعت نفت مشغول به فعالیت هستند اما مشکلات و ماجراهایی برای این گروه پیش میآید که داستان نوشدارو را میسازد.
این فیلم داستان مردي است كه به خاطر تسويه حساب شخصي با مردي ديگر، دختر او را گروگان مي گيرد و به خانه اي در خارج از شهر مي رود و منتظر آن مرد مي ماند. اما سرنوشت ديگري در اين خانه متروكه در انتظار آنهاست.
این فیلم به داستان مرد ساده و میانسالی به نام کریم میپردازد. وی در یک مزرعه پرورش حیوانات کار میکند و شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آنها برقرار کردهاست. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار میکند. کریم چند روزی جستجو میکند، اما موفق به یافتنش نمیشود و در نتیجه از کار اخراج میشود. این بهانهای میشود که برای اولین بار به شهر برود. در شهر از طریق مسافرکشی با موتورسیکلت امرار معاش میکند. در شهر با حوادث زیادی روبرو میشود و تجارب زیادی پیدا میکند. در کوران این حوادث، شاهد تحول کریم هستیم.
درباره دو خانواده سنتي است که در خانهاي قديمي زندگي ميکنند. پسر جوان قرار است براي کار به خرم آباد برود. حاج احمد عموي او با اصرار برايش بليت هواپيما ميگيرد و فردا خبر ميرسد که هواپيما سقوط کرده است و اين آغاز درگيري ها و چالش هاي داستان در زندگي اين دو خانواده مي شود.
پدري (مهران رجبي) همراه پسر نوجوانش محتشم دختر جوانش را کشته و در خانه دفن مي کند. فيلم روايت ظلم خانواده در طول سال ها و مقاطع مختلف به دختران و زنان است که باعث خودکشي يکي از دختران، مرگ مادر خانواده و بدبختي يکي از دختران مي شود. در تمام اين سال ها همه اعضاي خانواده از محل دفن دختر در عمارت قديمي مطلع هستند اما سکوت مي کنند. در نهايت پس از گذشت بيش از 50 سال از ماجرا استخوان هاي دختر در حالي که عمارت در آستانه فروپاشي است، پيدا ميشود.
«کیمیا و خاک» فضای ملتهب آبان سال 1357 سرنوشت 5 گروهی را که میخواهند با آخرین پرواز از ایران خارج شوند را روایت میکند. در این میان یکی از مأموران اصلی ساواک در پی یافتن مدرکی است که هویت مخالفان را فاش میسازد.