جاده خاکی 1399
جاده خاکی، حکایت از سفر خانواده ای دارد که در بدو امر مقصدی نامعلوم را در دل طبیعت پیش می گیرند.
جاده خاکی، حکایت از سفر خانواده ای دارد که در بدو امر مقصدی نامعلوم را در دل طبیعت پیش می گیرند.
جوجه تیغی , ماجرایی طنز از زندگی ناخواستهی یک جوان متعصب را روایت میکند که پیشنهادی عجیب، گذشته و آینده او را تحت تاثیر قرار میدهد …
فیلم زنده به گور، داستان زندگی سرهنگی است به نام حامی که زمان بازنشستگی اش فرا رسیده و قصد بازنشستگی دارد. سرهنگ باید جهت پذیرش درخواستش آخرین ماموریت خود را که حفاظت از زن جوان شاهدی است و قصد دارد در دادگاه علیه افرادی که بزرگترین ضربه را به سرهنگ زده اند شهادت دهد به سرانجام برساند. اما در این بین اتفاقاتی روی می دهد که سرهنگ حامی بر سر بزرگترین دوراهی زندگی اش قرار می گیرد…
داستان این سریال که دنباله داستان فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف 2: ارتش سری» است، روایت گر ماجراجویی های پژمان و سام پس از دزدیده شدن توسط چچن ها می باشد.
مهریهٔ یک زن معادل وزن او و شوهرش است. همین امر اتفاقهای عجیبی را به وجود میآورد. زن، قصد گرفتن مهریه اش را دارد و خودش وزنش کم و وزن شوهرش زیاد! زن سعی در اضافه کردن وزنش دارد و شوهرش سعی میکند وزنش را کم کند و در این راه هیچ کوتاهی نمیکنند.
يک زوج جوان و تحصيلکرده که عازم سفري به خارج از کشور هستند پس از سالها،مشاور خانوادهي خود را بطور اتفاقي در فرودگاه ملاقات ميکنند و در مدت زماني که منتظر پرواز خود هستند،اتفاقات سالهايي از زندگي خود را در مدتي که مشاور آنها در خارج از کشور به سر ميبرد، مرور ميکنند.
سرمدی پدر مینو مرد متمولی است که با ناهید که چشم طمع به ثروت سرمدی دارد ازدواج موقت کرده و قرار است بعد از رضایت دخترش مینو به ازدواج دائم تبدیل کند اما مینو مخالف ازدواج پدرش با ناهید است سرمدی به همراه ناهید و مینو در ویلای خود در شمال مستقر میشوند که در نزدیکی همان محل اردوی تفریحی آموزشی برای بچههای بهزیستی تشکیل شده سرپرستی اردو به عهده جوانی است به نام حمید. مینو دلباخته حمید میشود ناهید که نگران از دست رفتن ازدواج و اموال سرمدی است برادرش را به ویلای شمال دعوت میکند و او را به دروغ مهندسی موفق در آمریکا معرفی میکند و از او میخواهد دل مینو را بدست آورده و با او ازدواج کند اما مینو به او بی محلی کرده و به حمید علاقه نشان میدهد ناهید و برادرش نقشه ای میکشند و با آتش زدن چادر بچههای بهزیستی قصد دارند حمید را از چشم مینو و پدرش بیندازند بچهها متوجه نقشه آنها میشود و نجات پیدا میکنند. در انتها پدر مینو متوجه شرارت ناهید و برادرش میشود و آنها را بدست پلیس میسپارد و با ازدواج مینو و حمید موافقت میکند
«دو ساعت بعد، مهرآباد» داستان روانپزشکی با نام شعله با بازی اندیشه فولادوند را روایت می کند که بعد از مرگ همسرش در شرایط روحی بدی است. او با یافتن عکس زنی در وسائل همسرش در گذشته او کنجکاو می شود و این باعث می شود او به شهری جنوبی سفر کند که همسرش در آنجا تدریس می کرده است. در آنجا با یکی از دوستان همسرش مواجه می شود و در پی یافتن سلما دختری که عکس او را پیدا کرده است می گردد. هنگامی که سلما را می یابد از روبرویی با او منصرف می شود و در انتها متوجه می شود که باردار است.