ریش فیدل غبغب مرکل (نمایش) 1404
داستان این فیلم درباره گروی از دوستهای صمیمی است که با یکدیگر به سفری کوتاه میروند و با گم شدن یکی از آنها اتفاقاتی رخ می دهد و رازهایی برملا میشود
صحنه زنی داستان گروهی خلافکار را روایت می کند که سردسته آنها «اسد» است. اسد همراه با گروهش صحنه های جعلی تصادف می سازد تا از بیمه خسارت بگیرد.
آیینه ای در غبار روایتگر داستان مهرداد و پرهام، دو دوست همدانشگاهی است که قصد دارند پروژهای را به انجام برسانند. آنها دستگاهی اختراع کرده اند که صداها را در تاریخها و زمانهای گذشته بازیابی و ضبط می کند. این دستگاه به مهرداد این فرصت را می دهد که یک معمای قدیمی خانوادگی را که به فعالیت های انقلابی پدربزرگش در سال هزار و سیصد و چهل دو مربوط می شود کشف کند...
آذر و علیرضا که هم کلاسی هستند قرار است با هم ازدواج کنند ، در این بین نوشین دوست صمیمی آذر دیوانه وار عاشق علیرضاست و سعی می کند مانع از وصلت این دو شود، از این رو برادر خود فرزاد را که زمانی خواهان آذر بوده و به خارج رفته تشویق می کند به ایران برگردد.درست در روز عقد آذر و علیرضا نوشین به آذر خبر می دهد که فرزاد دارد به خاطر او به ایران بر میگردد ، آذر که هنوز به فرزاد علاقه مند است بر سر سفره عقد جواب منفی میدهد و نامزدی را به هم میزند ، این آغاز ماجراهایی در این فیلم است!
داستانهای این مجموعه که برگرفته از اتفاقات واقعی است به بررسی مسائل و مشکلات جوانان و خانواده ها در دو مقطع مهم و حساس زندگی یعنی ازدواج و طلاق می پردازد.
چهل سالگي آغاز ميانسالي است. خيلي ها در اين دوره ياد گذشته مي كنند و عشق هاي قديمي شان را به ياد مي آورند و قصه هايشان را مرور مي كنند و شايد براي بچه هايشان بخوانند: روزي پادشاهي در ميان مردم چشمش به دختر جواني افتاد و عاشق او شد. پادشاه تا دختر را به قصرش آورد، دختر بيمار شد. هيچ كدام از طبيب هاي شهر نتوانستند بيماري دختر را تشخيص دهند. پادشاه دست به دعا برداشت و در خواب طبيب پيري را ديد...