از خاکستر به خاکستر (نمایش) 1396
بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینهها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند میآید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت میکند. زخمهای کهنه سرباز میکنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت میکنند. درگیری ابعاد بزرگتری مییابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز میکند.
داستان فیلم محله لب آب داستانی خانوادگی و دارم دارد. این محله نام یکی از محلههای قدیم شیراز است و در آن کوچه های قدیمی قرار دارند. این محله در پایین شهر شیراز قرار دارد. این محل در قدیم باغ های بزرگی داشت. اما حالا به دلیل کمبود آب و اضافه شدن جمعیت این باغ ها کم کم خشک شدند و تمام این زمین ها الان تبدیل به ساختمان شده اند. نزدیک عید است و زمان چهارشنبه سوری رسیده است. در این محل قرار است عقد و عروسی اتفاق بیفتد. اصلان و شمس فکر می کنند که در منزل مش اکبر و درست زیر خانه او گنج قرار دارد. آنها مشغول به کار می شوند تا گنج را بیابند. در همین حین آب محله هم قطع می شود و داماد هم ناپدید می شود. همزمان با این اتفاقا پسرخاله یاسمن که در خارج از کشور زندگی می کرد برمیگردد. دقیقا در لحظه سال تحویل آب وصل می شود و عروسی از سر گرفته می شود….
داستان از جایی آغاز میشود که جمشید کاظمی (کیکاووس یاکیده) ملقب به هوش سیاه پس از دستگیری و زندانی شدن در پایان سری اول، تصمیم به فرار از زندان میگیرد. او که یک نابغه رایانه و متخصص در انجام جرائم اینترنتی است، از این توانایی خود در امور غیرقانونی و خلاف بهره میگیرد. با گریز هوش سیاه از زندان، سرگرد احمدی (حسین یاری) برای دستگیری مجدد او وارد عمل میشود و... .