آب از آتش 1402
ایام دهه فجر است و با نزدیک شدن به روز 22 بهمن، بچههای مدرسه قصد برگزاری جشن پیروزی انقلاب را دارند. با بیمار شدن خانم معلم، بچهها تصمیم میگیرند همه کارهای جشن را خودشان انجام دهند. سه نفر از آنها برای تهیه وسایل تزئین، به روستای دیگری میروند، اما در راه برگشت به خاطر گم کردن مسیر به شب میخورند. از سوی دیگر اهالی آبادی که از گم شدن بچهها باخبر شدهاند برای یافتن آنها بسیج شده و در نهایت موفق به پیدا کردنشان میشوند. روز 22 بهمن فرارسیده و مراسم جشن به خوبی برگزار میشود.
«گو گری» که در فرهنگ بختیاری به معنای برادری و به مساله برادری بین قوم بختیاری و قشقایی می پردازد.
جوانی به نام تاراز بختیاری (با بازی مرتضی رحیمی)، استاد دانشگاه و متخصص نیروگاه برق برای اجرای طرحش به نیروگاهی در سوریه اعزام می شود. حضور تاراز در نیروگاه با حمله داعش همزمان می شود و او برای نجات جان همکارانش، جان خود را به خطر میندازد و مجروح می شود.او پس از بازگشت به کشور، در یک آسایشگاه جانبازان با عشق قدیمی خود درنا(نیلوفر شهیدی) مواجه می شود
شاهرخ جوانی که اصالتاً بختیاری است، ولی در تهران متولد و بزرگ شده. او فرزند یک رزمنده مفقود الاثر است. شاهرخ پس از اینکه در تهران گرفتار مشکلاتی می شود، تصمیم می گیرد به زادگاه پدری خود برگردد و به نوعی با بازگشت به اصل خویشتن، درمورد گذشته خانواده خود کنکاش میکند.