برچسب اس ام اس جدید

اس ام اس عید قربان (2)

.
.
واسه این گوسفندا باید فرهنگ سازی بشه …
هنوز گره طنابشون سفت نشده محیط اطرافشون رو مورد عنایت قرار میدن !
مبحث اجابت مزاجشون هم که اصن در این مجال نمی گنجه !
.
.
شوق دیدار ، قرار از دل بیمار ز دست
هی به تن ، حال دل زار نبینی چه نشست
گفتمش خیز به پا ، موسم حج چون دگران
خانه را سیر تماشا ، دل معشوقه پرست
.
.
دل سفر کن در منا و عید قربان را ببین
چشمه های نور و شور آن بیابان را ببین
گوسفند نفس را با تیغ تقوی سر ببر
پای تا سر جان شو و رخسار جانان را ببین
سفره ی مهمانی خاص خدا گردیده باز
لاله ی لبخند و اشک شوق مهمان را ببین
دیو نفس از پا درافکن ، سنگ بر شیطان بزن
هم شکست نفس را ، هم مرگ شیطان را ببین
تیغ در دست خلیل و بند در دست ذبیح
حنجر تسلیم بنگر ، تیغ بران را ببین
کارد تیز و دست محکم ، حلق نازکتر ز گل
پای تا سر چشم شو ، اخلاص و ایمان را ببین
خاک گل انداخته از اشک چشم حاجیان
در دل تفتیده ی صحرا ، گلستان را ببین
گریه و اشک و دعا و توبه و تهلیل را
رحمت و لطف و عطا و عفو و غفران را ببین
آتش گرما گلستان گشته چون باغ خلیل
در دل صحرا صفای باغ رضوان را ببین
روی حق هرگز نگنجد در نگاه چشم سر
چشم دل بگشا جمال حی سبحان را ببین
خیمه ی حجاج را با پای جان یک یک بگرد
آتش دل ، سوز سینه ، چشم گریان را ببین
.
.
عید قربان آمد و باز آ که قربانت شوم
همچو اسماعیل به فرمان خدا رامت شوم
حاجیان اندر دیار کعبه گشتند میهمان
میزبان من بیا تا من که مهمانت شوم
عید قربان است و هرکس میدهد قربانی اش
آرزو دارم که قربانی قربانت شوم
عید روزه رفت و عید قربان میرسد نوروز هم
روز نوروز میرسی تا سبزی خوانت شوم
باغبان از شوق گلبن میرود در خواب مست
گلشن باغم بیا تا مست مستانت شوم
دشت ها پر لاله و باغها پر سنبل شده
تا به کِی خواهی که مجنون بیابانت شوم ؟

اس ام اس خداحافظی با ماه رمضان

.
.
عید فطر مبارک …
الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم !
.
.
هر لحظه امکان داره عید اعلام بشه چون همین الان رفتم از بقالی ماست خریدم …
.
.
لطفا یه امروز رو از خونه بیرون نرو ؛ میبیننت اشتباهی فردا رو عید فطر اعلام میکنن !
.
.
کوتاهی دستانم را به بلندی ستاره های اجابت برسان …
عید سعید فطر مبارک
.
.
امضا نشود کتاب ما ، تا از یار خبر نیاید امشب
این سی شب و روز ما نه ارزد ، تا او به نظر نیاید امشب
عید فطر مبارک
.
.
عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام
بر شما همسفران سفر روزه سلام
روزه هاتان همه در پبش خداوند قبول
روزگار خوشتان مظهر توفیق مدام
.
.
یک ماه بهشت بر زمین حاکم شد
یک ماه ز عصیان دلمان نادم شد
یا رب نکند دوباره مهجور شویم
یک مژده بده که وصلمان دائم شد
.
.
به یاد ماهی که تا نبینمش دست از روزه گرفتن برنمیدارم …
بیا تکلیف منو روشن کن
.
.
رمضان گذشت از من چه کنم که بینوایم
دل من ز حبّ دنیا نگذشت ای خدایم
تبعات هر گناهم شده بود سدّ راهم
تو به من عطا نمودی که نباشد ادعایم
.
.
خبردار شدم از امشب ماه گرفتگى شروع میشه !
متاسفم که باید بگم اگر منو بگیرن حالا حالاها باید روزه بگیرى !
.
.
امشب اگه اس ام اس زدی جواب ندادم نگران نشو ، یه چند ساعتی نیستم …
نه که ماهم باید برم رویتم کنن !
.
.
قربان هلالت بروم ای مه شوال
آورده ام از فرط خوشی در دو سه تا بال
سی روز به امید وصالت سپری شد
خم شد کمرم در رمضان همچو یکی دال
انسان از این روی بُود شاد در این روز
چون باز شکم در جلو و اوست به دنبال !
.
.
به نظرت این بی عدالتی نیست که توی عید سعید فطر به کسانی که اسمشون سعید هستش ، هدیه نمیدن ؟
.
.
رمضان شد چو غریبان به سفر بار دگر
اینت فرخ شدن و اینت به هنگام سفر
.
.
بچه که بودیم همیشه مامان بزرگم وقتی میخواست مارو تشویق کنه روزه بگیریم ، میگفت هرکی روزه بگیره موقع افطار بهش چایی شیرین میدم …
من نمیدونم آخه این چه جایزه ای بود ؟!
انقدر سطح جوایز رو پایین گذاشته بودن که من اینطوری بی دین و ایمون شدم دیگه … والا.
.
.
افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت
افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یکباره چو اوراق خزان رفت
ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ
فریاد که زود از سر این گله شبان رفت
شد زیر و زبر چون صف مژگان صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت
بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت
تا آتش جوع رمضان چهره بر افروخت
از نامه اعمال سیاهی چو دخان رفت
با قامت چون تیر در این معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت
برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت
چو اشک غیوران ز سراپرده مژگان
دیر آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت
از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت

اس ام اس نیمه شعبان (2)

می خورد غبطه به چشمان قشنگت خورشید
می زند نقره ایِ نورِ رُخَت طعنه به ماه
گرچه جز صحبت رسوایی من نیست ولی
همچنان چشم براه توام ای پاره ی ماه
.
.
ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم
تا دست کشی بر سر سودا زده من
.
.
چشم آلوده کجا ؟ دیدن دلدار کجا ؟
دل سرگشته کجا ؟ وصف رخ یار کجا ؟
قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا ؟ همدمی خار کجا ؟
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا ؟ این دل بیمار کجا ؟
هر که را تو بپسندی شود خادم تو
خدمت عشق کجا ؟ نوکر سربار کجا ؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا ؟ عهد گنهکار کجا ؟
.
.
خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد
هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
خدا کند که گزارت فِتد به منظر چشمم
که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد
.
.
باز به شوق آمدم از بوی تو
از گل رخساره نیکوی تو
باد صبا بار دگر میدهد
بر دل زارم خبر از سوی تو
باز به جانم شرری میزند
سروِ قدِ قامت دلجوی تو
در سر سودایی من عشق توست
در دل من شور و هیاهو تو
گرچه سراپا شررم از غمت
پا نکشم یک نفس از کوی تو
.
.
خوش آن زمان که بر آید به یک کرشمه دو کار
یک ظهور امام و یکی شروع بهار

پیامک احساسی دلتنگی (5)

تصویر زیبای تو را کنج دلم چسبانده ام / او را زیارت می کنم وقتی کنارم نیستی
.
.
.
.
نـبودنـت را بــاور کــرده اسـت قـلب تنـهایـم …
امــا گـونـه هـایـم رد نـبودنــت را حـس مـیـکند …
بــازگـــــــــــــــرد…
.
.
.
.
وقتی حس میکنم جایی در این کرِه ی خاکی تو نفس می کشی و من از همان نفس هایت، نفس میکشم . . .
تو باش !
هوایت ! بویت ! برای زِنده ماندنم کافی است . . .
.
.
.
.
تو از هر نزدیکی به من نزدیکتری ،
دوری و فاصله فقط برای کسانی معنی داره که دلهاشون از همدیگه دوره !
.
.
.
.
نگاهت هر قدر هم که دور باشد آرامم میکند و آوایی آمدنت را در گوشم زمزمه . . .
چقدر رسیدنت را دوست دارم . . .
آغوشم در ازدحامِ سرمای تنهایی تنها برای “تو” هنوز گرم است . . .
.
.
.
.
دل…
این واژه ی بی نقطه گاهی به وسعت یک دریا برایت دلتنگی میکند
.
.
.
.
پیوند عشق حقیقی ، حتی با مرگ هم گسیخته نمیشود چه برسد با دوری !
.
.
.
.
وقتی چشمانم را روی هم میگذارم ، خواب مرا نمیبرد ، تو را می آورد ، از میان فرسنگها فاصله . . . !
.
.
.
.
گاه دلتنگ می شوم
دلتنگ تر از همه دلتنگی ها
گوشه ای می نشینم
و حسرتها را می شمارم
و باختن ها را
و صدای شکستن ها را
.
.
.
.
کاش باران بگیرد …
کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند…
و من همه ی دلتنگیهایم را رویش “ها” کنم…
و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم … و خلاص…
.
.
.
.
چتری برایـــــم بگیر حتــــی خیالے . . .
خیس دلتنگـــے شده امــ !
.
.
.
.
بعضی دردها و چیزها
چــــــــــــــــــــــــقدر دیدن و شنیدنش تحمل میخواد….
خالی ام از حرف….
پرم از دلتنگی!!
.
.
.
.
زیر باران گریه می کردم آرام و بیصدا تو چتر را بالای سرم گرفتی اما همچنان گونه های من خیس از گریه ماند