مینو 1397
این سریال که داستان آن در ماههای منتهی به اشغال شهر خرمشهر در زمان جنگ ایران و عراق میگذرد، قصهٔ عاشقانه ای بین یک جاسوس عراقی و یک پرستار به اسم «مینو» است.
این سریال که داستان آن در ماههای منتهی به اشغال شهر خرمشهر در زمان جنگ ایران و عراق میگذرد، قصهٔ عاشقانه ای بین یک جاسوس عراقی و یک پرستار به اسم «مینو» است.
خانواده دکتر ماهان داستانی است در ستایش زندگی و خوشبختی خانوادگی؛ داستانی که مخاطبش را به ساده زیستی داوطلبانه دعوت میکند؛ این مجموعه روایتگر نگاهی تازه و الهام بخش در جهت تشویق جسارت تغییر و شکستن عادتهایی است که انسان امروز را تنهاتر از همیشه، خسته و ملول کردهاست. از منظر دکتر ماهان زندگی یک راه نرفته و ناشناخته است از همین رو امیر عطش و التهابی دارد تا همسر و فرزندان نوجوانش را با خود در ماجراجویی شنیدن نوای اسرارآمیز طبیعت و پاسداری از زیستبوم همراه کند.
یدالله (فرهاد اصلانی) در یک تیمارستان کار میکند و به تازگی بخاطر فوت همسرش تنها شدهاست.در همین حال دلارام (نورگل یشیلچای) که در تیمارستان بستری است برای دیدن فرزندش از یدالله کمک میخواهد. یدالله یک سال است زنش را از دست داده و حالا غمگین است. او شبها در خانه بزرگ و قدیمیاش تنهاست تا این که اتفاق جدیدی برایش رخ میدهد ان زن که مرده است پیر مرد تا جلوی در میاید زنش را جن میبرد
پاستاریونی داستان غذاهاست. فیلم با بریانی اصفهانی ها شروع می شود و هوشان وقتی رستوران پدرش در تهران را ورشکسته می بیند ، تصمیم می گیرد که یک بریانی به جای رستوران فست فود پدرش در تهران باز کند. رستورانی که به دلیل یک رقیب بسیار قدرتمند و مجلل در آن گوشه خیابان به نام پاستاداپیتزا رونق خود را از دست داده است و ...
مهتاب (سها نیاستی) و آوا (فرشته ارسطویی) دانشجویان سال دوم دانشکده معماری هستند که به اتفاق تعدادی دیگر از همکلاسیهایشان برای یک سفر چند روزه دانشجویی از تهران به اصفهان میروند. در اصفهان آوا خونریزی مغزی میکند و به بیمارستان منتقل میشود. در آنجا مهتاب به علی (دوست پسر آوا) زنگ میزند که به اصفهان بیاید و ....