برچسب اسماعیل محرابی

محکومین 2 (سرگذشت) 1398

در موضوع مجازات جایگزین، به افرادی که سهوی مرتکب جرم کوچکی می‌شوند که با ندامت، دیگر نیت تکرار آن را نداشته باشند، فرصتی داده می‌شود تا به جای سپری کردن دوران محکومت خود در زندان، مجازات‌های جایگزینی را که شامل یک فعالیت اجتماعی می‌شود به انجام برسانند…

افرا 1400

در سریال «افرا» شخصیت «عقیل» عاشق دختری به نام «مائده» می شود. «حاج محمود»، پدر مائده، به دلیل اینکه عقیل شغل و درآمد خوبی ندارد با این ازدواج مخالفت میکند. عقیل هم برای یک شبه پولدار شدن دست به کاری غیر قانونی میزند و شکارچی غیر قانونی میشود که طی برخورد با یک محیط بان اتفاقاتی برای او و محیط بان رخ می دهد.

گمشده 1377

در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، پسربچه‌ای به همراه پدرش در تظاهرات شرکت می‌کند و با مشاهدهٔ کشته شدن پدرش در این تظاهرات، حافظه اش را از دست می‌دهد؛ اما...

یاور 1400

یاور چلویی مدیریت رستورانی دارد که پسرش در آن مشغول به کار میباشد. پسرش دست به ازدواج دوم زده و بین او و پدرش در این زمینه اختلافاتی رخ میدهد. شاه میز رفیق صمیمی یاور در دانشگاهی که سرایدار آن میباشد به قتل میرسد. یاور پسر خود را مظنون در این کار میداند...

در محاصره 1360

سيدحسين، فرزند يك استوار ارتش، به دليل فعاليت ها ضد دولتي به زندان مي افتد. پدرش از طريق دوستان و آشنايان نظامي خود موجب آزادي او مي شود. سيدحسين خانه اي در خارج از محدوده مي سازد، اما مأموران طبق «قانون تخريب» با بولدوزرهاي شهرداري خانة او و چند خانة‌ ديگر را ويران مي كنند. سيدحسين با مأموران گلاويز و از نو راهي زندان مي شود.آزادي مجدد او مقارن است با روزهاي آغاز تظاهرات خياباني مردم. سيدحسين به زادگاهش، جهرم، مي رود و با همكاري پيشنماز مسجد و دوستانش به تهييج مردم مي پردازند. فرماندة نظامي شهر وقتي پي مي برد كه آن ها سازمان دهي مردم را بر عهده دارند از پدر حسين كمك مي خواهد. استوار با اين شرط كه سلامت پسرش تضمين شود به همكاري تن مي دهد و محل اختفاي سيدحسين و يارانش را گزارش مي كند. فرمانده همة افراد دستگير شده را زنده بگور مي كند. استوار به تلافي فرمانده و سربازان را به گلوله مي بندد.

بالاش 1362

«بالاش» پس از سال ها حبس به روستاي زادگاه خود بازمي گردد. همراه دوستش به مزار پدر، كه در غيبت او كشته شده است، مي رود. پس از آن تصميم مي گيرد كه زندان ناتمام «قالاسي» را كه در نقطه اي پرت افتاده قرار دارد، ببيند. در آنجا با چهار ساواكي مواجه مي شود كه پس از انقلاب گريخته اند و به دنبال فرصت هستند تا به كمك راهنماي محلي از مرز بگذرند. بالاش كه كينه ي ساواكي ها را از سال هاي زندان به دل دارد آنها را پس از چند بار مرافعه و گريز به دام قانون گرفتار مي سازد.