برچسب اسماعیل زنگل گیاه

فرماندار 1369

اهالی یک شهر کوچک منتظر ورود فرماندار جدید در سال های پس از انقلاب هستند تا از او استقبال کنند. اما فرماندار با زن و بچه اش و یک دوچرخه در حالی که توجه کسی را جلب نمی کند، با اتوبوس به شهر وارد می شود. معاون فرمانداری و گروهی از مسؤولان و افراد بانفوذ شهر برای عرض ارادت خدمت فرماندار می رسند، اما او به این همه تشریفات اعتنایی ندارد و حتی خانه مجللی را که برای سکونت او در نظر گرفته اند، رد می کند و در بیغوله ای در جوار خانواده های شهدا ساکن می شود. رفتار ساده و بدون تشریفات فرماندار در محل کار، باعث جلب حمایت مردم، و دشمنی مقام ها می شود. در پایان، فرماندار که از کار بر کنار شده، به طرز مرموزی ناپدید می شود. سال ها بعد خاطره متضاد و کم رنگ از حضور او در ذهن مردم باقی است.

شب دهم 1368

عزيز سحرخيز، در شب دهم ماه محرم پس از درگيري خياباني عزاداران با مأموران ارتش، كه براي حمايت از چند آمريكايي مست به خيابان آمده اند، از مهلكه مي گريزد و همسرش را تنها رها مي كند. او تا سال ها بعد از حركت خود احساس پشيماني و حقارت مي كند و موفق نمي شود فرزندش را، كه شانزده ساله شده، از زير تأثير برادر همسرش، نايب، كه عزادارن شب دهم ماه محرم را رهبري مي كرده، خارج كند. پسر او به جبهه جنگ مي رود و عزيز به دنبال پسر روانه ي‌ جبهه جنگ مي شود، اما در راه بر اثر موج انفجار دچار فراموشي مي شود و پس از بهبودي خود را در موقعيت متفاوتي مي بيند.

خاکستر و برف 1391

داستان فیلم خاکستر و برف دربارهٔ مردی به نام «احسان» است که پس از ۲۵ سال به ایران برمی گردد. او تصمیم دارد با صمیمی‌ترین دوست خود که زندگی اش را مدیون اوست برای آخرین بار تجدید دیدار کند. این دیدار، اتفاقات ناخواسته ای را برای او رقم می‌زند. اتفاقی که مسیر زندگی اش را تغییر می‌دهد.

قلاده های طلا 1390

انتخابات سال 88. با اعلام نتايج، اعتراض هاي عده اي از مردم شكل تظاهرات به خود مي گيرد و مأموران وزارت اطلاعات پيگير حوادث هستند. جاسوسي كه در خارج از كشور آموزش ديده، خود را وارد تظاهرات مي كند و با كمك دوستان سلطنت طلبش شعارها را هدايت مي كند و هر بار كسي را به قتل مي رساند. مأموران با تله گذاشتن چند بار به جاسوس نزديك مي شوند، اما هر بار كسي او را باخبر مي كند و فراري مي دهد. در شرايطي كه مأموران به يكديگر مظنون شده اند و فضاي كاري آنها متشنج شده، سرانجام مرد جاسوس به شدت زخمي مي شود و از طرف ديگر يكي از مأموران كه عامل نفوذي بوده و جاسوس را خبر مي كرده و فراري مي داده،‌دستگير مي شود،‌اما خود جاسوس با ظاهر مبدل و مدارك جعلي موفق به فرار از كشور مي شود. فيلم با تظاهرات عده اي جلوي سفارت انگليس در اعتراض به دخالت هاي انگليس در ايران به پايان مي رسد.