برچسب اسماعیل داورفر

مثل آباد 1359

این سریال بر اساس وجه تسمیۀ مثل‌های فارسی، در شش قسمت تهیه شده بود:

علم‌علم، درد علم / زری که نبود توی علم
ناخوش خر خورده!
عجب سرگذشتی داشتی، کل‌علی!
نه شیر شتر، نه دیدار عرب (تا مرا دم تو را پسر یاد است / دوستی من و تو بر باد است)
تخم‌مرغ‌دزد، شتردزد می‌شود.
قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم

تا غروب 1383

این مجموعه داستان زندگی پزشکی است که در زمان حیات همسرش تمام اموال خود را به نام او می‌کند، اما همسر دکتر پیش از او درمی‌گذرد. دکتر بیمار است و زمان زیادی به پایان عمرش نمانده‌است. در این میان دختر و پسر او که هر دو ازدواج کردند و صاحب فرزند هستند، به تحریک همسران خود تصمیم می‌گیرند، قبل از فوت دکتر اموال او را بین خود تقسیم کنند. اما دکتر که مرد خیری است، عمارتی قدیمی و موروثی را وقف هزینه درمان بیماران بی بضاعت کرده‌است. فرهاد، داماد دکتر که از ماجرا مطلع است حکم جلب و توقیف اموال دکتر را می‌گیرد و با همدستی زنی به نام سهیلا و برادرش فرشید ماجراهایی را به وجود می‌آورد.

سایه همسایه 1364

زندگی روزمره ساکنان یک محلهٔ قدیمی، دستمایه این مجموعه تلویزیونی بود. اتفاقات مختلفی در محله رخ می‌دهد و هربار میرزا نصرالله (با بازی عنایت‌الله بخشی) که ریش‌سفید محله است، گره از مشکلات همسایه‌ها می‌گشاید و در رفع گرفتاری‌های آنان می‌کوشد.

نابغه قرن بیستم 1374

پروفسور نون محقق علم شیمی به اتفاق پسرنابغه اش ومعلم شیمی مدرسه بنفشه آزمایشات خودرا برای کشف میکروب سرماخوردگی آغاز کرد.عوامل جاسوسی بیگانه که فکر می کنند پروفسور به دنبال کشف ماده ای سری است خانه وآزمایشگاه اورا زیرنظر می گیرند و…..

آقای دلار (خیالاتی) 1368

فرجامی کارمند ادارۀ کار، به قصد ورود به عرصۀ خرید و فروش دلار، خود را بازخرید می‌کند. دلالی دلار، درآمد خوبی دارد و فرجامی سرخوش از این کسب و کار تازه، اصرار دارد که دخترش با یک دلارفروش، ازدواج کند. دختر که از کار پدر ناخشنود است، قصد ازدواج با پسردایی خود را دارد. در جریان پذیرش قطعنامه ۵۹۸، نرخ دلار به سرعت نزول می‌کند و فرجامی ورشکست و راهی بیمارستان می‌شود. فرجام کار، ندامت و پشیمانی فرجامی است و ازدواج دختر با پسردایی.

تعطیلات نوروزی 1370

مدیر یک واحد صنعتی بزرگ، تصمیم دارد تعدادی از کارگران خود را به عنوان «کارگر نمونه» انتخاب و خانه‌هایی را به آنان واگذار کند. همه کارکنان و کارگران تلاش گسترده‌ای را آغاز می‌کنند تا نامشان در لیست افراد برگزیده قرار گیرد و به تبع آن، توطئه‌ها و اختلافات زیادی در طی داستان به وجود می‌آید، اما سرانجام، حق به حق‌دار می‌رسد.

دزدان مادربزرگ 1374

در روز عید غدیر خم، پیرزنی که در منزلش به تنهایی زندگی می‌کند، منتظر فرزندان خود است تا در آن روز، به دیدارش آمده و سری به او بزنند. در این حین، سه دزد جوان، به طمع سرقت یک میراث گران‌بها که تصور می‌کنند به پیرزن رسیده، وارد منزل او شده و پیرزن را به عنوان گروگان به خانه خود می‌برند. پیرزن به جای نگرانی و ترس، سعی می‌کند با خونسردی و آرامش، جای خالی مادر را برای آن سه جوان پر کند. رابطه مهرآمیز و مادرانه پیرزن با سه جوان و جستجوی فرزندان پیرزن برای یافتن او، ماجراهایی را رقم می‌زند. در پایان، آن سه جوان، تحت تأثیر محبت و منش انسانی پیرزن قرار گرفته و خودشان او را به منزلش برده و به فرزندانش تحویل می‌دهند.[۱]

پاییز صحرا 1364

این سریال داستان یک زوج متعلق به دو طبقه اجتماعی مختلف به نام‌های صحرا (شهلا میربختیار) و ساسان (داریوش مودبیان) را بازگو می‌کند که ازدواجشان با دخالت‌های مادر ساسان (با بازی جمیله شیخی) و عوامل و مسائل دیگر رو به فروپاشی و طلاق می‌رود.