سلام نابغه 1389
نابغه ای به نام اردلان زرین کلاه قرار است در سمیناری راجع به شیوه های نوین جذب گردشگر که در جزیره کیش برگزار می شود، سخنرانی کند اما در حادثه ای با شخصی هم نام خود جابه جا شده که ماجراهایی برایش رقم می خورد.
نابغه ای به نام اردلان زرین کلاه قرار است در سمیناری راجع به شیوه های نوین جذب گردشگر که در جزیره کیش برگزار می شود، سخنرانی کند اما در حادثه ای با شخصی هم نام خود جابه جا شده که ماجراهایی برایش رقم می خورد.
این فیلم روايتگر زندگي دو جوان است كه با اعمالشان بر زندگي خود و اطرافيانشان تأثير ميگذارند. كامبيز (زند) به دليل علاقهمندي به دختري به نام نفيسه در مقابل پدر خود ايستاده است. از طرفي كاوه (صادقي) به دليل نگهداري از پدر معلول خود كه بازمانده جنگ است به تمامي خواستههاي خود پشت كرده و...
زن جوانی به نام شیرین، فریب یک متکدی را می خورد و به ازدواج او درمی آید، اما نمی داند که با کشف حقایق با واقعیت های تلخ زندگی خود و همسر معتادش رو به رو می شود…
بهنام کارمند شرکتی معتبر است که به دلیل دقیق بودن در کارش از سو مدیریت بنا هست جایگاه شغلیاش عوض شود که براساس یک اتفاق ساده نهتنها جایگاه شغلی اش بلکه تمام زندگی او و آبرو چندین سالهاش به خطر میافتد...
این فیلم روایت زندگی یکی از شهدای آتشفشانان پلاسکو می باشد.
مردی که تازه ازدواج کرده و اولین فرزندش در حال بدنیا آمدن است اما همسرش که به او شک کرده و به برادران خود سپرده است که او را زیر نظر بگیرند…
مردی ثروتمند به نام عزیز خان( که تصمیم دارد نصف تهران را بخرد) ، دچار یک حادثه طراحی شده توسط دامادش (هوشی) شده و از بالای یکی از دهها برج در حال ساخت خودش ، به پایین سقوط میکند و به بیمارستان برده میشود . در بیمارستان پلیسی به نام مجید طبق اعلام بلندگوی بیمارستان که نیاز به خون را اعلام میکند به عزیز خان خون اهدا می کند .
با این کار ، بین بدن عزیز خان و بدن مجید ، تله پاتی صورت می گیرد ، یعنی هر اتفاقی که برای مجید بیفتد برای عزیز خان هم می افتد وهمین سرآغاز مصیبت های عزیزخان می شود . چون مجید ، یک پلیس است و مدام در حال درگیری با اراذل و اوباش و در معرض آسیب . لذا عزیز خان با ترفندچینی درصدد استخدام شخصی مجید برای خود و در نتیجه حفظ جان اوست که با مخالفت مجید روبرو می شود .
از طرفی داماد طماع ( هوشی ) با اجاره کردن یک نفله کن به ظاهر حرفه ای (شغال) ، در صدد محو پدر زن خود و به چنگ زدن ثروت کلان برای خلاصی از فشار طلبکاران است و مدام با ترفندها و نقشه هایی درصدد از بین بردن عزیزخان است که بارها با ناکامی روبرو می شود .در انتها ، با به چنگ افتادن هوشی به دست مجید پلیس ، راز این تله پاتی کشف و با یک تلنگر روحی به عزیزخان به پایان میرسد .
هاتف که شغلش وصول چک های برگشتی است در حین وصول یکی از این چک ها درگیر رابطه ای عاطفی می شود که او را با ماجراهای مختلفی روبرو می کند و …