عارفی با جذبههای ملکوتی
مرحوم استاد پرورش رحمهاللهعليه که روحش شاد و يادش گرامي باد، يکي از نادر افرادي بود که ابعاد مختلف شخصيتهاي انساني و ايماني را در خود جمع داشت، ابعادي که بهندرت در کسي به اين جامعيت، جمع ميآيد.
مرحوم استاد پرورش رحمهاللهعليه که روحش شاد و يادش گرامي باد، يکي از نادر افرادي بود که ابعاد مختلف شخصيتهاي انساني و ايماني را در خود جمع داشت، ابعادي که بهندرت در کسي به اين جامعيت، جمع ميآيد.
صحبتهاي استاد پرورش آگاهيهايي از جنس اسلام و انقلاب به مردم ميداد. هرکجا برنامهاي براي سخنرانيهاي ايشان برپا بود، موجي از جمعيت جوانان و علاقهمندان به دين اسلام و انقلاب پاي منبر ايشان حضور پيدا ميکردند و از همين طريق هم مرحوم پرورش توانست روح انقلاب و روح بيباکي و مبارزهگري عليه عوامل شاه و حکومت را در مردم بدمد
انسانهاي بزرگ همانند چراغهايي پرتوافکن هستند که از خود نور ساطع ميکنند و ديگران در شعاع آن نور راه مييابند و از دل تاريکيها گذر ميکنند. حيات و ممات براي علما و دانشمندان تفاوتي ندارد و شخصيت وجودي آنها بعد از مرگشان نيز هدايتگر انسانهاي حقطلب و نفوس مستعد است؛ لذا فرمودهاند: «العلماء باقون ما بقي الدهر» عالمان تا دنيا و روزگار باقي است، وجود دارند.
بدون شک بزرگترين شخصيت دوران انقلاب اسلامي در اصفهان، سيد علياکبر پرورش است. کسي که در سالهاي بعد از انقلاب به مدت حداقل بيست سال محور جمعکننده بسياري از نيروهاي انقلابي و مکتبي بود. بعد از سالهاي درخشش او نيز (منظور از دهه هشتاد به بعد است) کسي نتوانست جانشين او شود؛ به اين معنا که يگانهمحور معنايي و مصداقي نيروهاي مذهبي شود.
سر به سجده گذاشته بود و اشک میریخت. از وقتی برای استاد پرورش آن خبر را آورده بودند، به این حالت افتاده بود. چند ساعت پیش، شخصی از جانب آیتالله بهاءالدینی آمده بود.
استاد احمد زمانی رفت و با رفتنش بخشی از حافظه تاریخی انقلاب اسلامی این شهر را برای همیشه با خود برد.