دختری ۲۵ ساله هستم. یک شکستعاطفی خوردم که بدجور به هم ریختم. توان فکر کردن ندارم و همه درها به رویم بسته است. خودم را در اتاقم زندانی کردم، اما حالم بهتر نشد. چه کنم؟
همسرم ۳۰ ساله و خودم ۲۴ ساله هستم. ۴ سال پیش عقد کردیم. قرار است ۳ ماه دیگر به خانه خودمان برویم. مشکلم این است که بهمحض به وجود آمدن یک مشکل یا بحث، شوهرم خیلی زود به زود قهر میکند. راهنمایی کنید.
عاشق دختری شدهام که در زندگی خیلیها به او بدی کردند. روحش زخمی است، اما من دوستش دارم و میخواهم به او کمک کنم. من پسری ۲۲ ساله هستم و او ۲۱ سال دارد. تمام استوریهایش تلخ و پر از درد است.
بهبهانه پربازدیدشدن دلیل جدایی خانمی که گفته بود نمیخواهم از شوهرم طلاق بگیرم، اما مجبورم، چون بچههای او از همسر سابقش با من سازگاری ندارند، از چالشهای چنین ازدواجهایی گفتیم
پسری ۲۴ ساله هستم. به دختری ۲۴ ساله علاقهمند شدم. یکدیگر را دوست داریم. فقط یک نگرانی دارم و دو دلم، چون او فرزند طلاق است. نمیدانم این اتفاق در زندگی او چه تاثیراتی گذاشته است. چه کنم؟
خانمی ۴۸ سالهام. دو دختر ۲۴ و ۲۱ ساله دارم. یک پسرخاله دارند که دکتر است و ۲۹ ساله. او هم خودرو دارد، هم خانه و هم خوشتیپ و باکلاس است. چند ماه پیش، دختر کوچکترم گفت که من یکجوری با پسرخالهاش برای ازدواج طرح موضوع کنم. گفت این مسئله را به هیچ کسی نگویم و یک راز باشد. حالا شوکه شدم، چون متوجه شدم که پسرخالهاش با دختر بزرگم ارتباط دارد و تصمیم به ازدواج گرفتند! نمیدانم چه کنم؟