بهرام امیراحمدیان در یادداشتی مینویسد: تا پیش از این، از آغاز انسداد ارتباط جمهوری خودمختار با خاک اصلی جمهوری آذربایجان از سالهای ۱۹۸۸ به بعد تا کنون، با گذر از قلمرو جمهوری اسلامی ایران بر قرار میشد و میشود که آذریها با استفاده از این فرصت، بین دو سو ارتباط برقرار میکردند (و اکنون نیز برقرار میکنند) و هیچگاه قدردان ایران هم نبوده اند.
ایران هر چند با راه اندازی کریدور راه آهن و یا اتوبان مخالفت ندارد، اما از هرگونه تغییر ژئوپلیتیک و تغییر مرزها جلوگیری میکند. مسلما اگر آنکارا و باکو احساس کنند تهران در موقعیتی نیست که قدرت را در قفقاز جنوبی حفظ کند، به پیشروی در ارمنستان و بدست گرفتن استان سیونیک دست میزنند، در این شرایط ایران واکنشهای بسیار سختی خواهد داشت و آن را فاجعهای ژئوپلیتیکی میبیند.
ناصر نوبری در یادداشتی مینویسد: روشن است که ترکها و صهیونیستها با موقعیتی که به دست آوردهاند و جای پایی که محکم کردهاند همراه با عطش آذری ها، مجدانه به دنبال گسترش نفوذ خود بوده و قفقاز را به یک مزاحمت فعال دائمی و خطرناک ژئواستراتژیکی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل میکنند.
در حالی ترکیه، آذربایجان، اسرائیل و روسیه از نظم جدید منطقهای در قفقاز جنوبی استقبال میکنند که ایران در برابر سناریویی چندوجهی از کنشگری همسایگانش قرار دارد. خبرآنلاین اهداف بازیگران این زمینبازی را بررسی میکند
در مورد رفتار ولادیمیر پوتین در مورد قفقاز «گیج» هستیم، در حالی که این همه در اوکراین به روسیه کمک کردیم؛ میبینیم که پوتین در ارمنستان با ترکیه، آذربایجان و غرب همراهی میکند؟
چندین بازیگر کلیدی، شامل راتیو انرژیز Ratio Energies و نیو مد New Med از اسرائیل، انی ایتالیا، بی پی و سوکار آذربایجان مجوزهایی را برای اکتشاف و توسعه ذخایر تازه گاز طبیعی در شرق مدیترانه دریافت کرده اند و بر آبهای نزدیک به میدان گازی لوییاتان متمرکز هستند که یکی از بزرگترین میدانهای زیرآبی گاز جهان به شمار میرود
درحالیکه کشورهای مسلمان موضع انتقادی نسبت به رفتار اسرائیل در غزه دارند؛ اما موقعیت آذربایجان در قفقاز باعث شده تا روسیه و ترکیه همزمان با مواضع شدید علیه تلآویو، سیاست عملی خود را برای حفظ روابط اسرائیل و آذربایجان انجام دهند.