برچسب ارشا اقدسی

قانون مورفی 1397

بنا به اتفاقاتی فرخ (امیر جدیدی) از اداره پلیس اخراج می‌شود و مجبور است با مشکلاتی همانند جهیزیه خواهرش و مهریه زنش دست و پنجه نرم کند. در همین کشمکش‌های زندگی دوستش بهمن (امیر جعفری) که قبلاً همکارش بوده و فردی پول‌دار است دخترش ربوده می‌شود...

مسخره باز 1397

دانش در يک سلماني مشغول به کار است و روياي بازيگري دارد، او براي نزديک شدن به يک گريمور تئاتر شبها زنان گدا را به سلماني ميکشاند و پس از چيدن موهايشان آنها را به قتل ميرساند و روز بعد موهاي زنانه را به گريمور مي فروشد. بخش قابل توجهي از داستان در ذهن دانش ميگذرد و جهان فانتزي او را براي مخاطب ترسيم ميکند.

مخمصه 1385

سروان رضا شميراني و همكارانش درگير سرقت هايي غيرمتعارف مي شوند. امير دلاوري سارقي است كه تبحر خاصي در سرقت و روابط ويژه اي با زيردستانش دارد. فيلم قصه تعقيب و گريز سروان رضا شميراني و امير دلاوري است.

سارا و آیدا 1395

سارا و آیدا دوستانی صمیمی‌هستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی‌ بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان می‌افتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد می‌کند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار می‌کند روبرو می‌شود…

خوک 1396

حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و می‌خواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کم‌کم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا می‌رود تعقیب می‌کند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیده‌است: آیا او مهم‌ترین فیلمساز این شهر نیست؟ پس چرا قاتل تحویلش نمی‌گیرد؟ هنگامی که نام حسن به عنوان مظنون اصلی پرونده قتل‌ها در شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود، اوضاع دیگر غیرقابل تحمل می‌شود. حالا حسن ناچار است برای اعاده حیثیتش نقشهٔ هوشمندانه‌ای بکشد…

ما همه با هم هستیم 1397

داستان فيلم در بستري کمدي روايت مي‌شود و قصه يک شرکت هواپيمايي است که در حال ورشکست شدن است، رئيس شرکت (ليلا حاتمي) پيشنهاد مي‌دهد که يک هواپيماي خراب از شرکت با چند مسافر را به داخل خليج فارس بيندازند تا بتوانند پس از کشته شدن مسافران از بيمه پول ديه و خسارت آنها را بگيرند، او سراغ يکسري افراد مي‌رود که از زندگي خسته شده و دنبال مرگ هستند، خلبان هواپيما (ماني حقيقي) و مهمانداران نيز جزو اين افراد هستند. آنها با امضاي يک برگه قبول مي‌کنند تا در هواپيما بروند و پس از سقوط کشته بشوند، همه چيز درست پيش مي‌رود تا اينکه يک مسافر به اسم علي حاجتي (پژمان جمشيدي) بدون اطلاع از قصد مسافرين سوار هواپيما مي‌شود. در اين ميان هم زمان با اين حوادث مسافرين هواپيما را به همراه رئيس شرکت در يک جاي ناشناخته مي‌بينيم که توسط يک بازپرس (مهران مديري) مورد بازجويي قرار مي‌گيرند. …

معکوس 1397

داستان فیلم داستان مردی است که در تصادفی همسرش ا از دست داده و متهم شناخته شده و به زندان رفته و ضمن اینکه موظف به پرداخت دیه همسرش شده، پسرش را هم از دست داده است و به خانواده همسرش به‌اجبار قانون واگذار کرده.او با گذشته و کودکی، پدرش که ترکشان کرده، مادرش که جواب سؤالاتش درباره پدر را نمی‌دهد و رفیق قدیمی پدر که او را زیر کلی نگاه سنگین و حرف‌هایی که پشت سر او و مادر قهرمان می‌زدند بزرگ کرده مشکل دارد و می‌خواهد تکلیفش را با گذشته خود یکسره کند....

خروج 1398

اين فيلم داستان گروهي از کشاورزان روستايي را روايت مي‌کند که شرکت سهامي آب، هنگام تخليه سد آب شور به اشتباه آب را روانه زمين‌هاي کشاورزي آنها مي‌کند و باعث خرابي تمامي محصولات آنها مي‌گردد. آنها پس از آن که از طريق مسئولين سد، دهيار، بخشدار و امام جمعه موفق به حل مشکل‌شان نمي‌شوند، تصميم مي‌گيرند که نزد رئيس‌جمهور بروند و مشکل‌شان را با او در ميان بگذارند. اين گروه با تراکتور از روستاي خود به سمت تهران عازم مي‌شوند و طولي نمي‌کشد که خبر سفر آنها در تمام رسانه‌ها پخش مي‌شود و اين موضوع باعث ايجاد محبوبيت و مشکلاتي براي آنها مي‌گردد.