برچسب ارسلان قاسمی

جعبه موسیقی 1386

داستان فیلم دربارهٔ پسربچه‌ای به نام علی (با بازی ارسلان قاسمی) است که به تازگی مادرش (نیکی کریمی) را از دست داده و با فرشته‌ای (رامبد جوان) آشنا می‌شود. این آشنایی ماجراهایی را به دنبال دارد.

هشتگ 1395

ماجرا این است دو زن که پسرهایشان هم مدرسه ایی هستند بهم حسودی می‌کنند متوجه می‌شوند وضع تحصیلی پسرهایشان اصلاً خوب نیست تا اینکه همکلاسی آنها به نام حمید رضا نامی به آقای توسلی مدیر مدرسه پیشنهادی میدهد و آنها فکر می‌کنند پسر دیگری باهوش است که...

آهوی پیشونی سفید 2 1396

«اختاپوس» از درون يک غار، امورات قلعه را فرمانروايي مي‌کند. او براي به دام انداختن آهوها و نوشيدن عصاره تن آن‌ها «بل بله» را به خدمت گرفته اما آهوها با نقشه‌ «پيشوني‌ سفيد» از قلعه فرار مي‌کنند. از سوي ديگر مادر «آهوي پيشوني‌ سفيد» برگشته تا آهو را از «سالار» يعني پدر خوانده‌اش پس بگيرد و «پيشوني‌سفيد» به دليل رنجش از سالار، مي‌خواهد به پيش مادرش بازگردد اما ... .

شام عروسی 1384

مهندس باهر مدیر کارخانه‌ای است که به همسرش میترا به ارث رسیده است. اما کارخانه در معرض ورشکستگی است و میترا از این موضوع خبر ندارد. گندم، دختر مهندس باهر اعلام می‌کند که قصد دارد با استادش، پارسا ازدواج کند. باهر ابتدا مخالفت می‌کند اما وقتی متوجه می شود که پارسا از یک خانواده ثروتمند است تصمیم می‌گیرد که با این ازدواج موافقت کند تا از طریق ثروت خانواده پارسا کارخانه را نجات دهد. اما برپاکردن جشن عروسی هزینه زیادی دارد...

تورنا 2 1397

«تورنادو» با مضمون کودک و نوجوان داستان پرفسوری را روایت می‌کند که موفق به ساخت یک رستوران شده است. رستورانی که در نهایت به یک سفینه تبدیل می‌شود. حال با ورود چهار نوجوان به قصه و با شیطنت آنان، این سفینه مقداری زودتر از موعد به پرواز درمی‌آید. سفینه در نهایت به فضا رفته و در یک سرزمین ناشناخته فرود می‌آید...

داش آکل 1396

فیلم سینمایی داش‌آکل برگرفته از کتاب سه قطره خون (مجموعه داستان کوتاه) اثر صادق هدایت رابطهٔ عاشقانه ای را روایت می‌کند که «لوطیان» و «قداره کشان» آواز عشق «مرجان» را هنوز بعد از سال‌ها روایت می‌کنند.

رسوایی 1391

افسانه دختری زیبارو و فقیر جنوب شهری است که علاقه‌مند به حضور در جامعه با ظاهری متفاوت و جلب توجه مردان می‌باشد. خانواده وی از طرف آقاشریف که طلبکار و صاحبخانه ایشان است، تحت فشار هستند. آقاشریف که مردی میانسال و مجرد (به دلیل فوت همسر) است، علاقه‌مند به ازدواج با افسانه است و این مهم را شرط برداشتن فشارهای مالی از جانب خود به افسانه و خانواده وی عنوان کرده‌است. افسانه نیز تصمیم می‌گیرد برای کمک به خانواده خود، به آقا شریف نزدیک شود تا بتواند امتیازهایی از وی بگیرد. اما در یکی از دیدارهای خصوصی که بین وی و آقا شریف در دفتر کار آقا شریف انجام می‌شود