دوست نداشتم این سفر تمام شود
مزار چند شهید گمنام در فکه بود. سر مزارشان نشستیم. هم من و هم دوستانم حال عجیبی داشتیم. آنجا بود که جرقهای در درونمان افتاد. حدود دو ساعت در آنجا حضور داشتیم، اما دلم میخواست همچنان بمانم. احساس شیرین و دلنشینی داشتم.
مزار چند شهید گمنام در فکه بود. سر مزارشان نشستیم. هم من و هم دوستانم حال عجیبی داشتیم. آنجا بود که جرقهای در درونمان افتاد. حدود دو ساعت در آنجا حضور داشتیم، اما دلم میخواست همچنان بمانم. احساس شیرین و دلنشینی داشتم.