برچسب ادبیات فارسی

مه جبین اسلام: فارسی زبان شعر و پرهیزگاری و دوستی با مردم است

دانشجوی ادبیات فارسی بنگلادش گفت: فارسی زبان شعر و شاعری است و در مورد پرهیزگاری و دوستی با مردم سخنان زیادی در آن وجود دارد و از دوست داشتن و عشق با خدا متن‌ها و شعرهای زیادی در زبان و ادبیات فارسی آمده است.

برگزاری نشست علمی تخصصی با موضوع آموزه‌های شیعی در ادبیات فارسی

پژوهشکده قرآن و عترت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی در نظر دارد به مناسبت عید بزرگ غدیر خم نشست علمی تخصصی با موضوع آموزه‌های شیعی در ادبیات فارسی را به صورت مجازی و برخط برگزار کند. 

این نامه 1012 ساله

پیش‌درآمد
دو خوش‌منظر و زیبایی (فردوسی) و (شاهنامه) چنان در هم تنیده شده‌اند که گفتن نام یکی بی‌درنگ دیگری را به یاد می‌آورد. هر ساله به یمن زادروز این ابرمرد فرهنگ پارسی، نوشتارها، گفتارها و گاهی نامک‌هایی بروز می‌کنند. از نامک‌ها که بگذریم بیشتر نوشتار و گفتار در نافه این بیت شاهنامه گرد می‌آیند که:
 بسی رنج بردم در این سال سی
                                                  عجم زنده کردم بدین پارسی

اصفهان در شاهنامه

می‌گویند شاهنامه آخرش خوش است؛‌ اما اگر گذری به آخر آن انداخته باشید متوجه می‌شوید که اتفاقا پایان تلخی دارد و این پایان نه فقط به انتهای داستان شاهنامه و سرگذشت ایران، بلکه به سرنوشت خود حکیم فردوسی هم مربوط می‌شود؛ از آن جهت که محمود غزنوی آن‌طور که شایسته فردوسی و اثرش بود، از آن‌ها حمایت نکرد. اما حسن انوری در «فرهنگ امثال سخن» درباره اینکه چرا این ضرب‌المثل این‌قدر رواج داشته است می‌گوید: «این ضرب‌المثل اشاره طنزآمیز به کاری دارد که برخلاف انتظار شخص پیش می‌رود و پایان خوشایندی ندارد. در واقع در این کتاب این ضرب‌المثل به‌عنوان یک جمله معکوس درباره یک ماجرا با پایان ناخوشایند به کار می‌رود.»

نقالی‌های شاهنامه

می‌گویند انسان‌های اولیه در کنار آتش برای گذران وقت و غلبه بر ترس برای هم داستان تعریف می‌کردند؛ داستان‌هایی از اتفاقاتی که برایشان رخ داده و انجام‌دادن آن‌ها توسط خودشان که در آن‌ها قهرمان آن خودشان بودند و می‌توانستند به‌راحتی بر همه چیز و همه کس پیروز شوند. بعدها این داستان‌ها بال و پر گرفت و بیشتر مردم و مردمان توانایی ماجراجویی و مواجهه با اتفاقات برایشان رخ داد. خیلی زود داستان‌ها شبیه به هم شدند. اما آن هم تغییر کرد. محیط بزرگ‌تر شد. حوادث بیشتر قابل فهم شدند و انسان شعورمندتر. دیگر کشتن یک ببر و فیل و جنگ تن به تن با یک گله گرگ و مقاومت در برابر گرسنگی و تشنگی‌های داخل دریا و کویر جالب نبودند. به تنهایی جالب نبودند. پس مغز انسان به کار افتاد. داستان‌ها عجیب‌تر و بزرگ‌تر شدند؛ نوع مواجهه هم. این بار رقیب و دشمن، فیل و نهنگ نبود.

ایرانی‌ترین ایرانی

فردوسی سخنوری شگرف است که با سرودن شاهکار مانای شاهنامه، ایرانی‌ترین آفریده ادبی را سرود و آفرین جهانیان را برانگیخت. شاهکاری که سرنوشت ایران را دگرگون کرد تا ایران بماند و ایرانی نیز و به گفته میرجلال‌الدین کزازی، اگر او در یکی از باریک و دشوارترین روزگاران در تاریخ این سرزمین کهن سر برنمی‌آورد و شاهنامه را نمی‌سرود، ما ایرانیان اکنون خود را ایرانی نمی‌دانستیم و به زبان دلاویز و شورانگیز فارسی با یکدیگر سخن نمی‌گفتیم و ازاین‌رو، شاهنامه نامه فرهنگ و منش ایرانی است.