گاهی ارزش یک بازیگر نه در دیالوگهایی است که میگوید، بلکه در لحظهای آشکار میشود که کلمات دیگر از توضیح احساسات ناتواناند. آنجا که شخصیت در مرز میان غرور، شکست، خشم و انتقام ایستاده و تنها بدن، نگاه و سکوت باید بار روایت را بر دوش بکشند. حسن پورشیرازی در «بدنام» دقیقاً در چنین موقعیتی قرار گرفته است. جایی که نقش ابراهیم، بیش از آنکه به نمایش قدرت نیاز داشته باشد، محتاج نمایش ترک برداشتن همان قدرت است.