همدم رومینا، دختربچۀ کوچک خانواده ماهیهای حوض مادربزرگ هستند. پدر و مادر رومینا شاغل هستند و مشغولیتشان باعث شده که کمتر با دختر خود وقت بگذارند. از طرفی رومینا که قلب کوچک و مهربانی دارد نمیخواهد آنها را به خاطر نبودشان سرزنش کند و همینطور مادربزرگش را تحتفشار قرار دهد به همین خاطر تماموقتش را با ماهیهای حوض گذرانده و دوستی عمیقی بین او و ماهیها شکل میگیرد. او در همین اوضاع بیمار شده و معلوم میشود که به بیماری سرطان خون مبتلا است. از طرفی مادر رومینا وکیل پروندۀ زمینهای وقفی بوده که فردی سودجو به نام «گذرآبادی» به آن چشم دارد. مریضی رومینا و فشار این ملاک باعث شده که پدر و مادر رومینا بر سر باور و نجات دخترشان در یک دوراهی قرار بگیرند...