برچسب احمد فردید

ماجرای اخراج منوچهر آشتیانی از دانشگاه علامه و تدریس در دانشگاه امام صادق(ع)/ تاریخ به مسیر کسانی می‌رود که می‌دانند چه می‌خواهند/ هایدگر، عارف است نه فیلسوف

اگر روشنفکر نداند چه می‌خواهد، ولی روحانیت بداند که جمهوری اسلامی ‌می‌خواهد، تاریخ می‌گوید من که نمی‌ایستم و به مرگ خودم حکم نمی‌کنم. آن روشنفکر نمی‌داند که چه می‌خواهد پس من (تاریخ) به مسیر کسانی می‌روم که می‌دانند چه می‌خواهند. همین را در جنگ هم می‌بینیم.

از غنی‌نژادتا سروش، عبدالکریمی و اردکانی در تحلیل عبدالجواد موسوی/ ابتذال، جای تفکر اصیل را می‌گیرد؟/  آسیب‌شناسی ساخت دوقطبی‌های کاذب در عرصه عمومی

گروه اندیشه: سیدعبدالجواد موسوی نویسنده و روزنامه نگار، در گفت و گویی که محسن آزموده و طاهره مهری در ایبنا با او انجام داده اند، به نقد نقش رسانه ها در ترویج مباحث فکری و اندیشه ای می پردازد و جنجال های مصنوعی و کاذب ناشی از توهین و هتاکی در هفته های اخیر یک اقتصاددان به برخی چهره های روشنفکری معاصر ایران به ویژه دکتر علی شریعتی را به بررسی می نشیند. موسوی در این گفت و گو معتقد است که نشریات و رسانه‌ها با ساده‌سازی افراطی مباحث فلسفی و جامعه‌شناختی جهت جلب مخاطب عام، جریانی مبتذل از نقد را شکل داده‌اند که به جای تحلیل علمی، به «هتاکی‌های بی‌هزینه» و «فحاشی مدمحور» علیه چهره‌های تاریخ اندیشه بدل شده است. از نظر او جدال‌های اخیراً برانگیخته‌شده میان برخی اقتصاددانان و روشنفکران، نمونه‌ای بارز از همین الگویِ تقلیل‌گرایانه است؛ الگویی که با ساخت دوقطبی‌هایِ کاذب و رواجِ نقدهایِ تک‌جمله‌ای، عملاً بستر اندیشیدن و نقد منصفانه را مسدود می‌کند. عبدالجواد موسوی ریشه‌ی اصلی تمایل به چنین تقلیل‌گرایی‌هایی را در فرار همگانی از «رنج آگاهی» و تمایل جامعه برای «مسئولیت‌گریزی» می داند؛ تا جایی که تمامِ ناکامی‌ها و مصائب تاریخی به چند متفکر گذشته نسبت داده می‌شود تا جامعه خود را از پذیرش مسئولیت انتخاب‌ها و افکارش مبرا سازد. هرچند روشنفکران و آثارشان خالی از خطا نیستند، اما محاکمه‌ی تاریخ بدون در نظر گرفتن اقتضائات زمانه و تقلیل سیر و سلوکِ فکری آدم‌ها به یک مقطع خاص، رفتاری غیراخلاقی و بازدارنده در مسیر بالندگیِ گفت‌وگوی ملی است. راه حل موسوی برای گذر از این ابتذال این است که اهلِ فرهنگ باید از گردن‌نهادن به سلایق «مخاطبان مصرف‌گرای رسانه‌ای» خودداری ورزیده و با پرهیز از فضاسازی‌های پوپولیستی و بازی‌های دوقطبی، به تثبیت مخاطب جدی و صیانت از عمق تفکر تاریخی اهتمام ورزند. این گفت و گو را در ادامه می خوانید: 

پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقض‌نماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاح‌گری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقه‌ای منزوی و متناقض می داند

گروه اندیشه: محمد قوچانی، نویسنده و روزنامه‌نگار، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز گذاشته به دکتر ناصر مهدوی پاسخ داده است. محمد قوچانی در این یادداشت تفصیلی، در پاسخ به انتقادات ناصر مهدوی، به نقد ساختاری جریان روشنفکری دینی و آموزه‌های عبدالکریم سروش می‌پردازد. قوچانی با رد اتهام حدنشناسی، تاکید می‌کند که به عنوان یک روزنامه‌نگار آزاد، موظف به اعمال تفکر انتقادی است و نقد سروش به معنای نادیده گرفتن خدمات معرفتی او نیست. وی با تشریح سیر تحول فکری سروش از دهه شصت تا کنون، نشان می‌دهد که چگونه او از ایدئولوگ رسمی حکومت، نقد ایدئولوژی و گرایش به پوپر، در نهایت به نوعی صوفی‌گری منزوی، نفی تکنولوژی، تحقیر بازار آزاد و حاکم‌محوری افلاطونی درافتاده است. قوچانی با نقد موضع‌گیری‌های متناقض سروش در قبال توسعه، تجدد و حتی دفاع از تسلیحات هسته‌ای، روشنفکری دینی فعلی را فرقه‌ای سیاسی و دچار «دگماتیسم نقاب‌دار» می‌خواند که با جایگزینی عرفان به جای فقه، خطری مشابه استبداد صوفیانه را بازتولید می‌کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

چرا محقق داماد از سروش عذرخواهی کرد؟ / سروش: علی شریعتی همه مقدسات را زمینی کرد / جواد طباطبایی یک سطل زهر به من نوشاند

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، مجله اندیشه پویا در شماره اخیر خود گفت وگوی مفصلی با عبدالکریم سروش انجام داده است. سروش نخستین بار در این مصاحبه نه تنها به صورت مشروحی به زوایای زندگی خود اشاره کرده است، بلکه در پاسخ به پرسش‌های سردبیر اندیشه پویا از برخی مواضع، نظرات و نوشته‌های خود اعلام پشیمانی و بر برخی دیگر اصرار کرده است.