برچسب احمد صادقیان

صداست که می ماند (دهه شصتی ها) 1390

تورج نصر که جای بیش از ۳۰۰۰ هزار شخصیت کارتونی دهه ۶۰ حرف زده است و صدای آنها را دوبله کرده است دچار عارضه قلبی می‌شود و به کما می‌رود. دکترها از او قطع امید می‌کنند اما کارکترهای کارتونی که قبلاً او جایش حرف زده بود (شیپورچی - یوگی خرسه - دارکوب زبله - کنگو و ...) به شدت نگران می‌شوند چون فکر می‌کنند که اگر او بمیرد صدای آنها هم برای همیشه قطع می‌شود. آنها سراسیمه و نگران به دنیای واقعی می‌آیند تا تورج نصر را نجات دهند

یک کامیون غروب 1395

کمپی دور افتاده که بوسیله یک خانواده چهار نفری درست شده و اداره می شود بوسیله صاحب اصلی آن در معرض فروخته شدن است. این خانواده تمام تلاش خود را صرف رونق دادن و جلوگیری از فروخته شدن کمپ می کنند. ولی مشکلاتی که در کمپ به‌وجود می آید آنها را در معرض مشکلات جدیدی قرار می دهد. آرش عضو کوچک این خانواده که به اینترنت و تبلیغات نوین مسلط است تلاش می کند بوسیله تبلیغات اینترنتی و همچنین بهره گرفتن از شهرت و تبلیغات خواننده ای که با گروهش برای تمرین و تفریح به آنجا می آیند مشتری جذب کند.تا اینکه دختری به نام سایه به آنجا می آید..

آکتور 1400

داستان «آکتور» درباره زندگی پر فراز و نشیب چند بازیگر مستعد تئاتر است که بعد از پیشنهادی که به آن‌ها می‌شود زندگی‌شان دستخوش ماجراهایی پیچیده می‌شود.

بدون قرار قبلی 1400

داستان فیلم در مورد دختری به نام یاسمن است که پس از سال‌ها به دلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار اوتیسم است و این مسئله، سفر را برایش دشوار می‌کند. یاسمین شناختی از پدرش ندارد و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشته‌است باعث تعجب او می‌شود. اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را می‌شناسند او را به درک تازه‌ای از انسان و مفهوم مرگ می‌رساند.

بی صدا حلزون 1398

الهام زنی کم‌شنوا است که با همسر کم‌شنوای خود، سعید مشکل بزرگی دارد و این مشکل منجر به جدایی آنها شده است. الهام می‌خواهد پسر کم‌شنوایش عمل کاشت حلزون را انجام بدهد تا بتواند به مدرسه بچه‌های شنوا برود و از نعمت شنیدن برخوردار شود و سعید با این عمل سر ناسازگاری دارد و دلش نمی‌خواهد که یگانه فرزند آنها یعنی مهرشاد زیر تیغ این جراحی برود.

قورباغه 1399

در روز چهارشنبه سوری سه دوست به نام‌های رامین (صابر ابر)، فرید (اشکان حسن پور) و جواد (شهروز دل افکار) بعد از ربودن اسلحهٔ یک مأمور زخمی، دست به سرقت از نوری (نوید محمدزاده)، همکلاسی دوران کودکی رامین که به فردی پولدار و مرموز تبدیل شده‌است می‌زنند، اما اتفاق بسیار عجیبی در آنجا رخ می‌دهد که نشان از قدرت خارق‌العاده صاحب‌خانه (نوری) دارد…