برچسب احمد سعادت بخت

برتا 1404

سریال برتا داستان سرهنگ پلیسی به نام صمدی(شهرام حقیقت دوست) را روایت می کند که در پی کشف راز یک اسلحه برتا بوده، او متوجه میشود یک باند جنایتکار در پشت آن قرار دارد و خلافکار مرموزی به نام لیلا پرونده را بسیار پیچیده می کند.

خانه ارواح 1399

فیلم خانه ارواح، داستان شاهرخ و مرتضی است که در روز ۲۸مرداد ۱۳۳۲ در یک زایشگاه به دنیا می‌آیند و سال ها بعد در روزهای جنگ ایران و‌عراق و بمباران شهرها، به طور اتفاقی سر راه هم قرار می‌گیرند و وارد خانه‌ای متروکه روبروی همان زایشگاه می‌شوند. ورود آنها به این خانه و مواجهه با صاحبان قدیمی این خانه در دوره‌های تاریخی مختلف، سرآغاز ماجراهایی عجیب و می‌شود، که شاهرخ و مرتضی را درگیر حل آنها می‌سازد.

بچه مردم 1403

بچه مردم یک فیلم اجتماعی است که خلاصه داستان آن از زبان یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم روایت می‌شود، در واقع فیلم «بچه مردم» سرگذشت چند نوجوان است که سال‌ها در مراکز بهزیستی زندگی کرده‌اند. محور اصلی داستان، چالش‌های بلافاصله پس از ترخیص اجباری آن‌ها از آسایشگاه در سن ۱۸ سالگی است. شخصیت‌های اصلی داستان در تلاشند تا ناگهان وارد بازار کار شوند، برای اولین بار خانه اجاره کنند و در جامعه‌ای که هیچ پشتیبان رسمی ندارند، خودشان را حفظ کنند. داستان نشان می‌دهد که این جوانان در مسیر استقلال، چگونه با افراد سودجو و مشکلات اقتصادی مواجه می‌شوند و چطور یک تصمیم اشتباه یا یک برخورد نامناسب در جامعه، می‌تواند کل آینده آن‌ها را به خطر بیندازد و آن‌ها را به سمت تصمیم‌گیری‌های ناخواسته سوق دهد. .

راز 1394

داستان فیلم درباره رزمنده جانبازی به نام صادق می باشد كه با دخترش زندگی می كند. او تصمیم می گیرد برای بار آخر به دنا صعود كند، با وجود مخالفت های دخترش با چند نفر از همرزمان قدیمیش از چند استان كشور این صعود را انجام می دهد. در نزدیكی قله صادق كه از جانبازان دفاع مقدس است راز برادر شهیدش را برملا می كند و خود به شهادت می رسد. این صعود و شهادت در اوج موجبات دگرگونی روحی فرزند یكی از همرزمانش می شود كه به دفاع مقدس و این صعود خیلی جدی نگاه نمی كند و اولویت های دیگری را مدنظر دارد.

تمساح خونی 1402

داستان فیلم حول محور دو شخصیت اصلی به نام‌های هومن (جواد عزتی) و پیمان (عباس جمشیدی‌فر) است که با دردسر بزرگی روبه‌رو شده و کمبود مالی دارند. به همین خاطر، آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا به قمار روی آورند.

یادم تو را فراموش 1394

دامون که به تازگی از مربی گری یکی از باشگاه‌های پرطرفدار فوتبال برکنار شده، با زنی مواجه می شود که سال ها قبل با او در ارتباط بوده است. این مواجهه مجدد، زندگی دامون و خانواده اش را تحت تاثیر قرار می دهد و...

دندون طلا 1394

«نٓیِّر» دختری مهاجر با پدری علیل ساکن حلبی آبادهای حاشیه شهر تهران است که مشغول دوره‌گردی و دست فروشی است. او به جرم سد معبر با پاسبانی درگیر شده و پا به فرار می‌گذارد و به قهوه‌خانه‌ای پناه می‌برد که پاتوق عده‌ای از لات‌های شهر است، صاحب قهوه‌خانه شخصی است به نام قنبر دیزلی (ملقب به «دندون طلا») به نیر پناه می‌دهد و دندون طلا از شجاعت و پاکدامنی و زحمت کشی نیر خوشش می‌آید و نیر نیز از جوانمردی و حق طلبی قنبر. این آشنایی منجر به عشقی آتشین شده که فرجامش بارداری نٓیِّر است. قهوه‌چی بعد از آنی که عشقش فروکش کرده‌است پشیمان شده و منکر بچه می‌شود و …