برچسب احمد بخشی

مردی که موش شد 1364

تاجر سرمايه داري براي معافي از ماليات با پوشيدن لباس هاي ژنده و تظاهر به ورشكستگي به شعبة اخذ ماليات مراجعه مي كند و مدعي مي شود كه كارخانه ها و شركت هاي مقاطعه كاري اش درطول سال زيان داده اند كارمند وظيفه شناس و سخت گير اداره كه مسئول رسيدگي به پروندة مالياتي تاجراست، ادعاي او را نمي پذيرد، تاجر مي كوشد با رشوه دادن به رييس اداره كار خود را راه بيندازد. اما كارمند پادرمياني رييس رشوه خوار را نيز نمي پذيرد توطئه ربوده شدن و مسموم كردن كارمند نيز، با شكست روبرو مي شود. سال بعد تاجر با ظاهري مفلوك تر از سال پيش به شعبه اخذ ماليات مراجعه مي كند، و مي بيند كه كارمند وظيفه شناس سال قبل به رياست رسيده است تاجر بي آن كه در خواستي بكند پا به فرار مي گذارد.

جمیل 1366

جميل، كارگر بارانداز، با خانواده اش در اتاقي اجاره اي در خانه اي بزرگ زندگي مي كند. يك سياسي تبعيدي، يك پاسبان و...، مستاجران ديگر خانه هستند كه مدام با صاحب خانه درگير هستند. پدر جميل در خانه اسميت، كه رييس شركت حمل و نقل ايران و انگليس است و قاچاق اسلحه مي كند به كار مشغول است. جميل پدر را از ادامه كار در خانه اسميت بازمي دارد و به همين دليل اسميت با او درگير مي شود. جميل چند صباحي به زندان مي افتد و پس از مرخص شدن به كمك ساير مستأجران و به انتقام فرزندش كه در دوره اقامت او در زندان فوت كرده است، با اسميت و عواملش مبارزه مي كند.

تاکسی نارنجی 1387

یك زن جوان با دو فرزندخردسالش، دو مرد با خصوصياتي متفاوت اما خواسته اي مشابه، يك مأمور پليس و خلاصه يك پيرزن پرحرف و سمج و... در جزيره كيش ماجراهايي را مي آفرينند كه...