خونه مادربزرگه (نمایش) 1404
قباد همه امور مرتبط با دیوان سالار را بعد از مرگ بزرگ آقا بزرگ برعهده می گیرد. عمه بلقیس برای حفظ قدرت در دست قباد عازم تهران می شود.
جمشید و ستاره بنا بر وصیت پدربزرگشان در آستانه ازدواج هستند. ستاره توقع مراسم مجلل دارد و ماشین عروس بسیار گران قیمت، جمشید با تلاش و گرو گذاشتن سند منزل خاله خود ماشین را تهیه می کند اما در راه آوردن ماشین را از او می دزدند اما این آخر ماجرا نیست بلکه اول ماجراست …
در فصل سوم شیرین به کمک صابر از دارالمجانین فرار میکند. با مرگ بلقیس بدست اکرم و ورود شربت(پانتهآ پناهیها) پرستار قلابی فصل اول شروع میشود. شربت معشوقه ی نصرت در عمارت با نام لاله خدمتکاری میکند. هوشنگ با شخصی به نام مهری ازدواج موقت میکند ولی مادر همسر اول هوشنگ حمیرا مانع دائم شدن ازدواج میشود. هاشم و اصغری به دست شاپور بهبودی به علت کمک به ثریا برای خروج از کشور به قتل میرسند. فرهاد به علت فراری دادن ناموفق دکتر مصدق به دستگیر و به اعدام محکوم میشود. شربت به دست شاپور بهبودی و به کمک اکرم و قباد به قتل میرسد. قباد اکرم را به علت قصد کشتن کبیر به دستور سروان آپرویز از عمارت بیرون میاندازد. شهرزاد شیرین را میبیند و با شیرین هم دست میشود برای کشتن قباد. مرضیه(مادر فرهاد) از شهرزاد خواهش میکند که به عمارت برگردد تا تجدید نظری در حکم پسرش بشود. شهرزاد از فرهاد جدا میشود و به عمارت برمیگردد. شیرین و صابر و فرهاد دست به یکی میکنند برای کشتن قباد...
دانشمندی که در یک جزیره ساکن است، قصد دارد با فرودآوردن یک هواپیما که حامل تعدادی از نخبههای ایرانی است در یک جزیره دورافتاده، با انجام آزمایشهای مختلف بر روی این افراد به اهداف خود دست بیابد؛ ولی به اشتباه هواپیمای مسیر ایران به آفریقای جنوبی را شناسایی میکند و با اختلال در سیستم ناوبری هواپیما، باعث فرود اضطراری هواپیما در جزیره میشود. حال مسافران هواپیما یک اجتماع کوچک را در جزیره تشکیل دادهاند که قصد دارند به هر ترتیب از جزیره رهایی بیابند. اما دانشمند ناشناس که گمان میکند این افراد همان نخبههای علمی ایران هستند میکوشد …
راز یک حقیقت” درباره پیرمرد خوشنامی است که در آخرین روزهای زندگی خود می فهمد که یکی از دو پسرش فرزند او نیست و این در حالی است که همسر او پیش از مرگ این راز را برملا ساخته است. حال یکی از پسران سعی دارد به هر قیمت اثبات کند که او فرزند پیرمرد است اما در نهایت مشخص می شود و …
سریال «جناب عالی» سعی دارد با محوریت قرار دادن شخصیت جوانی به نام «امیرعلی عالی» که فارغ التحصیل رشته هماهنگی و برنامه ریزی سیاسی در مقطع دکترا است، با نگاهی طنز، به بررسی معضل بیکاری و نقد به سیستم های اداری کشور بپردازد. این سریال با دست مایه قراردادن این مضمون که مشکلات ساختارهای اداری و دولتی یک شبه حل نمی شوند، به دنبال لزوم اصلاح اساسی زیرساختها، جوانگرایی و استفاده از نیروی انسانی باانگیزه است.